تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
نداشتند . هيچيك از جنگيان مزبور غير از جامهء زيرين كه كمربندى بر روى آن بسته بودند جامهء ديگرى نپوشيده بودند و هر يك تازيانه‌اى در يكدست و شمشير يا تبرزينى در دست ديگر گرفته بودند و چنان مىنمود كه همگى آمادهء شكارند و به چيزى ديگر اعتناء ندارند . بالاخره « آباندان » به حضور « بليزاريوس » آمده گفت چون روميان پيمان سابق را اجرا ننموده و سفير خود را به دربار ايران نفرستاده‌اند ، خسرو ناگزير از جنگ شده و با سپاه خود به خاك روم حمله آورده است . بليزاريوس بىآنكه از آمدن لشكر جرار خسرو اضطرابى از خود نشان دهد خنديد و گفت روشى كه خسرو در پيش گرفته است بر خلاف رفتار همهء مردم ديگر مىباشد ، زيرا ديگران چون با همسايگان خود كشمكشى پيدا مىكنند نخست با آنان داخل گفتگو مىشوند و اگر از راه صلح و آشتى نتوانستند كارى از پيش ببرند و به مقصود خويش برسند ، آنگاه آغاز جنگ مىكنند . ليكن خسرو نخست تا قلب كشور روم مىتازد و سپس پيشنهاد صلح مىدهد . پس از آن « بليزاريوس » سفير ايران را مرخص كرد . « آباندان » چون به نزد خسرو برگشت به او تأكيد كرد كه با شتاب تمام به ايران برگردد زيرا بليزاريوس مردى دانشمند و دلير است و از اين حيث سرآمد همهء سرداران رومى است و سپاهيان او نيز در نظم و ترتيب بىنظيرند . از اينها گذشته در اين زدوخورد وضع طرفين يكسان نيست و فرق آنها با هم اينست كه اگر خسرو پيروز شود ، تنها بر يكى از بندگان قيصر غلبه نموده است و اگر هم بر حسب تصادف مغلوب گردد ، باعث رسوائى خود خواهد شد ؛ بعلاوه هرگاه روميان شكست بخورند به آسانى در دژهاى سرزمين خود پناهنده شده خويشتن را رهائى مىدهند در صورتى كه ايرانيها اگر مغلوب شوند همه به هلاكت مىرسند و يكى از آنان نيز جان بدر نخواهد برد . خسرو اين دلايل را پذيرفت و خواست به كشور خويش برگردد ، ليكن