تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
نتيجه خسرو يا از بيم مشكوك بودن سرنوشت جنگ يا از ترس دليرى آن سردار و يا بر اثر فريب و اشتباه از پيشروى خود منصرف گرديد و در حقيقت فرار اختيار نمود . اما خسرو بىآنكه اعتنائى به قول و وعدهء خويش نمايد شهر « كالينيكوس » « 1 » را كه در آن هنگام بىلشكر و بىنگهبان بود تسخير نمود . تفصيل واقعه آنكه چون قسمتى از حصار شهر سست و در شرف ويرانى بود روميان آن را خراب كردند و مشغول تجديد بناى آن بودند و در حينيكه قسمتهاى خراب شده هنوز ساخته نشده بود شنيدند كه سپاهيان دشمن بدان حوالى رسيده‌اند . مردم شهر ناچار به شتاب تمام خزائن شهر را در نقاط دوردستى پنهان نمودند و دولتمندان در دژهاى استوار خود پناهنده شدند و فقط گروهى از دهقانان و مردم معمولى در جاى خود باقى ماندند . خسرو چون به شهر رسيد مردم بىپناه را اسير نمود و بناها را ويران ساخت و همين كه « يوحنا » به عنوان گروگان نزد وى آمد شهر را تخليه نمود و به كشور خود رهسپار شد . ارامنه كه تسليم خسرو شده بودند از روميان تأمين گرفته به اتفاق « باساكس » به « بيزانتيوم » رفتند . اين بود داستان لشكركشى سوم خسرو به سرزمين روميان . اما بليزاريوس از جانب امپراطور به « بيزانتيوم » احضار شد كه چون اوضاع ايتاليا در آن هنگام مغشوش گرديده بود براى تصفيهء امور آنجا به مغرب برود .

22 [ رفتن خسرو به آذربايجان به قصد حمله به روم ، شيوع بيمارى طاعون ، بازگشت خسرو به آشور ، حملهء سرداران روم به ايران ]

خسرو از خاك آشور بازگشت و به آذربايجان در سمت شمال رفت و قصد داشت كه از راه ارمنستان به خاك روم حمله نمايد . آتشكدهء بزرگ ايرانيان در آذربايجان واقع است و مجوسان آتش آن را مرتبا روشن نگاه مىدارند و مراسم مذهبى بسيارى در گرد آن بجا مىآورند كه از آن جمله است پرسش از غيبگوى آنجا دربارهء امور آينده
هامش
( 1 ) -Callinicus