تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
را شنيدند جرأت و نيروئى تازه يافتند و « ژوستوس » را با گروهى از سپاهيان به نگهبانى شهر گماشتند و خود با باقى سپاه به « اوروپوم » رفتند .

21 [ كارسازشدن نيرنگ بليزاريوس به خسرو در بازگشت او به ايران ]

وقتى خسرو شنيد كه « بليزاريوس » با تمام سپاهيان روم در « اوروپوم » اردو زده است از ادامهء پيشروى خود منصرف گرديد و يكى از دبيران سلطنتى را موسوم به « آباندان » كه به هوشمندى و دانش معروف بود نزد « بليزاريوس » فرستاد تا به وى اعتراض نمايد كه چرا ژوستينين رسولان خود را براى بستن پيمان صلح نفرستاده است . ولى ضمنا به وى سفارشى كرد كه در احوال « بليزاريوس » دقت نمايد و درجهء شايستگى و كاردانى خود او وعدهء سپاه او را بسنجد . بليزاريوس چون از آمدن فرستادهء خسرو خبر يافت تدبيرى انديشيد و خود شخصا با ششصد نفر از سپاهيان زبده و قوى هيكل رومى در محلى دور از اردو مشغول شكار گرديد و به « ديوژن » « 1 » فرمانده قراولان و « ادوليوس » « 2 » پسر « آكاسيوس » « 3 » نيز فرمان داد كه با هزار تن سوار از رود فرات گذشته در آنطرف ساحل اردو بزنند و چنين وانمود كنند كه مخصوصا براى نگهبانى ساحل در آنجا توقف نموده‌اند تا هر وقت سپاه دشمن بخواهد از فرات بگذرد بر او بتازند . « ادوليوس » اصلا ارمنى بود و در كاخ پادشاهى منصب مستشارى خاصه داشت و در آن موقع به فرماندهى گروهى از سپاهيان ارمنى به بين النهرين آمده بود . « بليزاريوس » چون شنيد « آباندان » « 4 » به حوالى اردو رسيده است خرگاهى برافراشت و بىآنكه اسباب و اثاثيه در آن قرار دهد خود به تنهائى در آن نشست و لشكريان خود را بدين ترتيب تقسيم نمود : در دو سوى چادر جنگيان « تراكى » و « ايليرى » و « گوت » و پشت سر آنها « واندال‌ها » و « افريقائيها » قرار گرفته و صف آنها تا مسافت زيادى امتداد مىيافت ، زيرا بجاى آنكه در يك نقطه متوقف گردند همگى پيوسته در حركت بودند و اصلا توجهى به آمدن رسول خسرو
هامش
( 1 ) -Diogene( 2 ) -Adolius( 3 ) -Acacius( 4 ) -Abandane