تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
« بليزاريوس » را مأمور جلوگيرى از آنها نمود . بليزاريوس بىآنكه قشونى همراه بياورد سوار اسبهاى چاپارى دولتى شد و به شتاب خود را به نواحى « فرات » رسانيد و در آنجا « ژوستوس » « 1 » برادرزادهء امپراطور و « بوزس » كه هر دو به شهر هيراپوليس پناه برده بودند چون خبر آمدن او را شنيدند نامه‌اى به اين مضمون به وى نگاشتند : « لابد شنيده‌اى كه خسرو دوباره با لشكرى گران به خاك روم حمله نموده است ليكن هنوز مقصد او معلوم نيست و آنچه ما شنيده‌ايم آنست كه به هيچيك از بلاد سر راه خود آسيبى نرسانيده و فقط با شتاب پيش مىرود . حال اگر تو مىتوانى هرچه زودتر خود را به ما برسان كه هم از خطر دشمن در امان باشى و هم در دفاع « هيراپوليس » با ما يارى كنى . » « بليزاريوس » اين پيشنهاد را نپذيرفت و يكسره به شهر « اوروپوم » واقع در ساحل فرات شتافت و در آنجا اردو زد و به گردآورى سپاه پرداخت و ضمنا به نامهء افسران « هيراپوليس » چنين پاسخ داد : « اگر خسرو به قصد حمله به اقوام ديگر حركت كرده و كارى به روميان نداشته باشد ، پيشنهاد شما درست خواهد بود و ما را به حال خود خواهد گذاشت . زيرا كسى كه مىتواند بىدغدغه و تشويش به آسودگى زيست كند ، اگر بى جهت خود را به خطر بيندازد بر خلاف آئين فرزانگى رفتار نموده و خود را به ديوانگى منسوب ساخته است . ليكن اگر قصد خسرو آنست كه از اينجا بگذرد و به يكى ديگر از متصرفات روم كه نگهبان كافى ندارد حمله برد آنگاه بايد بدانيد كه مردن به دليرى و نيكنامى بهتر از گريختن از جنگ است ، زيرا چنين كارى را جز به خيانت نمىتوان تعبير كرد پس شما به شتاب خود را به « اوروپوم » برسانيد تا در اينجا سپاهيان خويش را گردآورده به يارى خداوند به جلوگيرى دشمن برويم . » وقتى افسران « هيراپوليس » اين پيام
هامش
( 1 ) -Justus