تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣

20 [ حملهء خسرو به سرگيوپوليس و گرفتن غرامت و ناكامى در تصرف آنجا ، رفتن به سوى اورشليم و آماده شدن بليزانيوس براى مقابله ]

در اوايل بهار خسرو با لشكرى گران حركت كرد و از ساحل راست فرات گذشت و براى با رسوم به خاك روم حمله نمود ( سال 542 ميلادى ) . وقتى « كانديدوس » اسقف شهر « سرگيوپوليس » از آمدن سپاهيان ايران آگاه گرديد ، از بابت جان خود و امنيت شهر نگران گرديد ، زيرا نتوانسته بود قراردادى را كه پيش از اين با خسرو بسته بود بموقع انجام دهد « 1 » . بنابراين به اردوى دشمن شتافت و در حضور خسرو به خاك افتاد و با تضرع درخواست بخشايش كرد و گفت من هرگز در عمر خود داراى دينارى نقدينه نبوده‌ام ، ولى براى آنكه مردم « سورا » را از اسارت برهانم با تو آن قرارداد را بستم و پس از آن هرچه از ژوستينين درخواست نمودم كه در اين باره كمكى نمايد مفيد نيفتاد . خسرو اعتنائى به گفته‌هاى وى نكرد و او را به زندان انداخت و با شكنجهء بسيار دو برابر پولى را كه در قرارداد معلوم شده بود از او مطالبه كرد . عاقبت « كانديدوس » از وى درخواست كرد كه مأمورينى به شهر بفرستد و خزائن كليساى آنجا را بياورد . خسرو تقاضاى او او را پذيرفت و چند تن از سپاهيان خود را با همراهان « كانديدوس » به شهر فرستاد و مردم آنها را به شهر آوردند و بسيارى از خزائن خود را به آنها تسليم كردند . ليكن خسرو به آن مقدار گنجينه اكتفا نكرد و مبالغ هنگفت ديگرى به غرامت خواست . به اينجهت چند تن را مأمور ساخت كه براى گرفتن پول از مردم به شهر بروند ولى در باطن آنها را مأمور نموده بود كه شهر را تصرف كنند ، اما از آنجا كه مقدر شده بود « سرگيوپوليس » به دست ايرانىها نيفتد ، يكى از اعراب مسيحى موسوم به « آمبروس » « 2 » كه از بندگان « منذر » بود ، شبانه به پاى حصار شهر آمد و مردم را از نقشهء ايرانيان آگاه ساخت و به آنان سفارش كرد كه به هيچوجه فرستادگان خسرو را به داخل حصار راه ندهند . بدين ترتيب مأمورين خسرو بىآنكه موفق به انجام كارى گردند نزد
هامش
( 1 ) - رجوع شود به فصل پنجم كتاب دوم . ( 2 ) -Ambrus
جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 183 | پروكوپيوس / محمد سعيدى