سخت گرديدند ، زيرا آن قسمت از خاك بين النهرين كه در تصرف ايرانيان است هوائى بىاندازه گرم و خشك دارد و روميان كه به چنين آب و هوائى عادت ندارند بر اثر گرمى تابستان بيمار شدند و يك سوم افراد آنها نزديك به هلاكت رسيدند . بنابراين سپاهيان همه آرزو و داشتند كه هرچه زودتر به ميهن خود برگردند و مخصوصا « رسىتاسنوس » و « تئوكتيسيوس » سرداران سپاهيان مقيم لبنان بيش از ديگران در اين خصوص اصرار داشتند ، زيرا چون ماههاى حرام اعراب سپرى شده بود مىترسيدند حملات ايشان به متصرفات روم دوباره آغاز گردد به اينجهت هر دو مكرر از بليزاريوس درخواست نمودند كه اجازهء بازگشت به آنان بدهد و مىگفتند ما بيهوده در آنجا مانده بوديم در صورتى كه « منذر » لبنان و شامات را ميدان تاختوتاز خود قرار داده و به چپاول و ويرانى آنجا پرداخته است .
بليزاريوس ناگزير افسران را گرد آورد و از آنان انجمن ساخت و در حينى كه هر يك از آنان رأيى مىداد ژان پسر « نيستاس » برپا خاست و چنين گفت : « اى سردار دلير رأى من آنست كه تا به امروز سردارى به خردمندى و فرزانگى و دلاورى تو نيامده است و بهترين دليل آن اينكه آوازهء شهرت تو نه تنها در ميان روميان بلكه در ميان اقوام ملل ديگر عالم نيز منتشر شده است اينك اگر به هنگام سختى و تنگى كه اميدهاى ما كمكم مبدل به يأس شده است ، بتوانى ما را زنده و سالم به خاك روم برگردانى نام خود را تا ابد پايدار نگاه خواهى داشت . زيرا سپاهيان امروز به پريشانى افتادهاند و وضع و موقع آنان در نهايت سختى مىباشد ، چنان كه به اندك تأملى حقيقت امر بر تو آشكار مىگردد . اعراب و گروه بسيارى از مردان برگزيدهء قشون ما از دجله گذشتهاند و تا امروز خبرى از آنان نرسيده است و كسى نمىداند كه چه بر سر آنها آمده است . هم اكنون در قلب سرزمين فينيقيه به تاختوتاز و چپاول مشغولاند و سرداران در صدد بازگشت به محل مأموريت خويش
جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 181
مساهمون: پروكوپيوس
ص١٨١