تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
عادت ندارند كه خوراكى سالانهء خود را در انبارهاى عمومى گردآورند و در اين هنگام كه دشمن ناگهانى بر آنها تاخته بود همگى به درون حصار پناهنده شده بودند و چون ذخيرهء خوراكى نداشتند به تنگى سخت گرفتار گرديده بودند . بليزاريوس چون از اين قضيه آگاه گرديد ، « ژرژ » « 1 » نامى را كه مردى زيرك و هوشيار و محرم اسرار وى بود فرستاد تا شايد مردم آنجا را وادار به تسليم نمايد و دژ را بگشايد . اتفاقا هم « ژرژ » در انجام اين مقصود كامياب گرديد و پس از گفتگوهاى زياد مردم را به وعده و نويد آماده نمود كه به خاطر حفظ جان خويش دژ را تسليم روميان نمايند . بدين ترتيب بليزاريوس « سيسورانون » را متصرف گرديد و مردم آنجا را كه عموما مسيحى و از نژاد رومى بودند آزاد ساخت ، ولى سپاهيان ايرانى آنجا را همراه « بلسكام » فرمانده آنان به « بيزانتيوم » فرستاد و سپس حصار محكم دژ را ويران ساخت . بعدها امپراطور ايرانيان مزبور را به ايتاليا فرستاد تا در آنجا با « گوت » ها بجنگند . اين بود شرح وقايع مربوط به قلعهء « سيسورانون » . اما « حارث » از ترس آنكه مبادا روميان غنائم جنگى او را از او بستانند ، نخواست به اردوى آنان بازگردد و از اينرو گروهى از همراهان خود را به بازرسى نواحى اطراف فرستاد و پنهانى به آنان فرمان داد كه هرچه زودتر برگردند و خبر آورند كه آيا سپاه دشمن از رودخانه گذشته است يا نه : ضمنا به « تراژان » و ژان سفارش كرد كه از راه ديگر به خاك روم برگردند و آنان نيز بجاى آنكه نزد بليزاريوس برگردند در طول ساحل فرات حركت كردند و عاقبت به شهر « تئودوسيوپوليس » رسيدند . از طرف ديگر بليزاريوس و باقى سپاه روم چون خبرى از « حارث » و همراهان وى نرسيد مشوش و هراسان گرديدند و سخت بدگمان شدند . بعلاوه چون محاصرهء دژ مدتى دراز به طول انجاميده بود ، بيشتر سپاهيان مبتلا به تب و بيمارى
هامش
( 1 ) -George