خيال و با بىنظمى سرگرم چيدن ميوههاى صحرائى شدند . ايرانيها چون اين حال را ديدند به شتاب به آنان تاختند و روميان تا حملهء ناگهانى آنها را ديدند هراسان شدند و يكى نزد بليزاريوس فرستادند كه به يارى ايشان بشتابد و خود نيز به شتاب سلاح برداشته با بىنظمى كامل با دشمن روبرو شدند .
اما بليزاريوس پيش از رسيدن پيك پطرس ، گرد و غبارى را كه بر اثر تاختوتاز ايرانيها بلند شده بود از دور ديد و متوجه قضيه شد و خود به شتاب به يارى آنان شتافت . وقتى ايرانيها حمله آوردند رومىها نتوانستند در برابر آنان استقامت ورزند و به زودى پراكنده شدند . ايرانيها به تعاقب آنها پرداختند و پنجاه نفر از ايشان را هلاك ساختند و پرچم پطرس را نيز به چنگ آوردند و اگر بليزاريوس و سپاهيان او نرسيده بودند همهء روميان كشته شده بودند . اما در همين هنگام بليزاريوس به محل واقعه رسيد و « گوتها » ئيكه همراه او بودند با نيزههاى بلند خويش به ايرانيان حمله بردند و آنها را به عقب راندند و يكصد و پنجاه تن از آنان را به هلاكت رسانيدند .
منتهى چون ميدان براى تاختوتاز وسيع نبود ، بقيهء ايرانىها به درون حصار گريختند و جان به سلامت به در بردند و پس از آن همهء روميان به اردوگاه « بليزاريوس » رفتند و ايرانيها روز بعد پرچم پطرس را به عنوان غنيمت جنگ بالاى برجى برافراشتند و چند رودهء گاو و گوسفند از آن آويختند و خندهكنان روميان را به ريشخند گرفتند . ليكن باوجوداين از آن پس ديگر جرأت مقابله با دشمن را نداشتند و فقط از داخل حصارها به نگهبانى شهر مىپرداختند .
19 [ تصرف دژ سيسورانون بدست بليزاريوس و فرستادن حارث براى غارت سرزمين آشور ، بدپيمانى او ، بيمارى سربازان و بازگشت روميان ]
بليزاريوس چون ديد شهر « نصيبين » بىاندازه استوار است و هيچ گونه اميدى براى گشودن آن نيست بدين انديشه افتاد كه از آنجا بگذرد و ناگهانى به خاك دشمن بتازد و زيانهاى بسيار به ايرانيان وارد سازد . بدين قصد با همهء سپاهيان خود به راه افتاد و پس از