تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
شهر به جنگ بپردازيم وضع ما با ايرانيها برابر نخواهد بود ، زيرا آنان براى مبارزه با ما از حصار بيرون خواهند آمد و در صورت پيروزى به تعاقب ما خواهند پرداخت و در صورت شكست نيز به آسانى به داخل حصارها مىگريزند و از حملات ما در امان خواهند ماند . آنگاه اگر ما خواسته باشيم از اين نقطه پيش رويم مجال دنبال كردن دشمن را نخواهيم يافت ، زيرا چنان كه مىبينيد حصار شهر به قدرى متين و استوار است كه ويران كردن آن به آسانى صورت پذير نخواهد بود ، خاصه كه سپاهيان از بالاى آن به دفاع مشغولند . اما اگر ما در همين جا با دشمن روبرو شويم و بر او پيروزى يابيم مىتوانيم اميدوار به گشودن شهر باشيم : زيرا چون فاصله تا پاى حصارها زياد است ، يا ما با سپاهيان آنها در آميخته و با آنان به درون دروازها داخل مىشويم يا بر آنها پيشدستى مىكنيم و راه ورود به شهر را بر ايشان مىبنديم و پس از متوارى ساختن آنها خود به آسانى « نصيبين » را متصرف مىگرديم . » چون بليزاريوس چنين گفت همهء افسران گفتهء او را تصديق كردند و همانجا اردو زدند . فقط پطرس يوحنا سپهسالار لشكر بين النهرين را با خود همراه ساخته و به همراه دو لكشر كه قسمت عمدهء سپاه رومى را تشكيل مىداد به حوالى حصارها آمدند و در نقطه‌اى كه دو « استاد » تا شهر فاصله داشت اردو زدند . بليزاريوس سپاهيان خود را آمادهء جنگ ساخت و به پطرس نيز پيام فرستاد كه صفهاى خود را مرتب سازد و منتظر فرمان او باشد ، زيرا بليزاريوس مىدانست كه ايرانيها چون خود پاسى از نيمروز گذشت به صرف غذا مىپردازند و ميدانند كه روميان هنگام نيمروز غذا مىخورند و اينستكه فرصت نگاه مىدارند و در وسط روز به ايشان حمله خواهند آورد . بليزاريوس چنان كه پيش‌بينى كرده بود آمادهء كار نشست ولى پطرس و همراهان وى اعتنائى به فرمان او نكردند و هنگام نيمروز از شدت گرماى آفتاب سلاح و لباس خود را از تن درآوردند و بىهيچ ترس و انديشه از حملهء دشمن با كمال آسودگى