ايران مراوده و آميزش نمودند .
18 [ جنگ بليزاريوس با ايرانيان در نصيبين ]
در خلال اين اوقات « بليزاريوس » و قشون روم بى خبر از وقايع لازيكا با كمال نظم و ترتيب از شهر « دارا » بيرون آمده به سوى « نصيبين » پيش مىرفتند . در ميان راه بليزاريوس سپاه را به سمت راست حركت داد و در زمين مسطحى كه چشمههاى بسيار در آن جارى بود و تا شهر نصيبين چهل و دو « استاد » فاصله داشت اردو زد . همراهان او بىاندازه در شگفت شدند كه چرا در پاى حصار شهر اردو نزده است و حتى برخى هم از همراهى وى سرپيچى نمودند . به اينجهت « بليزاريوس » افسران سپاه را مخاطب ساخته به ايشان گفت : « من نمىخواهم نقشهء خود را بر همگان آشكار سازم ، زيرا سخنى كه در اردو گفته مىشود ، پنهان نمىماند و رفته رفته در بيرون نيز منتشر مىگردد و حتى به دشمن هم مىرسد . اما چون مىبينم كه بيشتر شما نزديك است كارتان به اختلال و طغيان بكشد و بعلاوه هر يك از شما مىخواهد شخصا در موقع جنگ فرمانرواى كل باشد ، اينست كه به آشكار ساختن مطالبى كه نهفتن آنها اوليتر است مبادرت مىورزم . ولى پيشاپيش اين نكته را به شما مىگويم كه اگر در اثناى جنگ همهء افراد بخواهند صاحب رأى و اراده باشند ، هيچگاه كارى از پيش نخواهد رفت . به عقيدهء من خسرو هنگام لشكركشى بر ضد وحشىها كشور خود را بىدفاع نگذاشته و مخصوصا در اين شهر كه داراى اهميت زياد است و به منزلهء دروازهء كشور او مىباشد عدهء كافى لشكر به نگهبانى گذاشته است . بهترين دليل اثبات اين عقيده آنكه خسرو « نابد » « 1 » سپهبد را به فرماندهى لشكريان گماشته است كه از حيث نام و قدرت و اختيارات در ميان ايرانىها ثانى خود خسرو به شمار مىآيد . وى در اينزمان بيگمان آمادهء مقابله با ماست و تا در جنگ مغلوب نشود محال است كه بگذارد ما از اين مكان گامى جلوتر بگذاريم . اينست كه اگر بخواهيم در پاى حصار
هامش
( 1 ) -Nabede