درآورند « يوحنا » چون از رسيدن سپاهيان ايران آگاه گرديد فرمان داد كه كسى از حصار شهر بيرون نرود و خود را از بالاى برج و باروها به دشمن نشان ندهد و ضمنا سپاهيان خود را مسلح ساخت و همه را در پشت دروازهها نگاهداشت و به آنان فرمان داد كه خاموش بنشينند و نگذارند كمترين صدائى از ميانشان برخيزد . ايرانيها به زودى بپاى حصار رسيدند و چون اثرى از دشمن نديدند پنداشتند روميان از شهر فرار كرده و آنجا را خالى گذاشتهاند . به همين جهت همهء آنها نزديك ديوار گردآمدند و بىهيچ مانعى نردبان گذاشته از آن بالا رفتند و باز چون نه كسى را ديدند و نه صدائى شنيدند ، به خسرو پيغام فرستادند و او را از واقعه آگاه گردانيدند . خسرو بيشتر سپاهيان خود را مأمور نمود كه ديوار را از هر سو محاصره كردند و به وسيلهء منجنيق و ساير ادوات جنگى آن را خراب نمايند و خود بر بالاى تپهاى در نزديكى شهر نشسته به عمليات سپاهيان نظاره مىكرد . در اين اثنا روميان ناگاه دروازهها را گشوده به دشمن حمله كردند و گروه بيشمارى از آنانرا به هلاكت رسانيدند و باقى را با سردار آنها متوارى ساختند . خسرو از اين پيشآمد بىاندازه خشمگين گرديد و « آنىباد » را به گناه آنكه از يوحنا كه مردى تاجرپيشه بود و از فنون جنگى اطلاعى نداشت شكست خورده بود ، سياست فرمود . اما برخى مىگويند افسر مأمور منجنيقها گرفتار عقوبت گرديد ، نه « آنىباد » پس از آن خسرو با سپاهيان خويش شخصا به پاى حصار « پترا » آمد و شهر را محاصره نمود و روز بعد فرمان حمله داد و سربازان او برج و باروها را به باد تير گرفتند . از سوى ديگر روميان نيز به مدافعه پرداخته با ماشينهاى جنگى و تير و كمان به ايرانيها حمله كردند . نخست روميان چون از بلندى مىجنگيدند تلفات سنگينى به ايرانيها وارد ساختند . ايرانيها با وجود مهارتى كه در تيراندازى داشتند نمىتوانستند آسيب زيادى به ايشان برسانند . ليكن از آنجا كه مقدر شده بود كه شهر « پترا » به تصرف خسرو درآيد ، به زودى يوحنا بر اثر تيرى كه به گردن
جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 173
مساهمون: پروكوپيوس
ص١٧٣