اظهار داشتند كه هرچند ما نيز با رأى شورا موافقيم ، ليكن اگر بخواهيم ايالات « فينيقيه » و شام را به حال خود گذاريم ، مىترسيم « منذر » به حمله و غارت آنجا بپردازد و امپراطور از مسامحهء ما در نگهدارى ايالات مذكور به خشم آيد .
به اينجهت ما از همراهى با سپاه روم در موقع حمله به خاك ايران معذور خواهيم بود . بليزاريوس اين دليل آنها را رد كرد و گفت اعراب در اين موقع سال دو ماه به عبادت خداى خود مشغول مىشوند و در طول مدت مزبور ممكن نيست به جنگ و خونريزى بپردازند و به سرزمين ديگران حمله نمايند . با اين استدلال سرداران مذكور را به همراهى با سپاه خود راضى ساخت و به آنها وعده داد كه پس از سپرى شدن دو ماه به ايشان اجازهء بازگشت به ايالات خود بدهد .
بدين ترتيب بليزاريوس با كمال جديت سپاهيان خويش را براى حمله به ايران آماده ساخت .
17 [ حمله خسرو به شهر پترا و تصرف آن ]
اما خسرو و سپاه ايران پس از گذشتن از ايالت « ايبرى » به راهنمائى سفرا وارد خاك « لازيكا » شدند و در آنجا درختان كهن و تنومندى را كه در اراضى كوهستانى روئيده و مانع عبور لشكر بود همه را بريدند و جادههاى ناهموار را با آنها انباشتند و به آسانى از روى آنها گذر كردند . وقتى به مركز ايالت « گلخيد » رسيدند « گوباز » « 1 » پادشاه لازيكا به حضور خسرو آمد و اظهار بندگى نمود و كاخ خود را با تمامى كشور لازيكا به تصرف او داد .
در ساحل درياى سياه شهرى است به نام « پترا » كه پيش از اين داراى اهميتى نبود ، ولى از وقتى كه ژوستينين حصار محكمى بر گرد آن كشيد و چند عمارت مهم نيز در آن بنا نمود ، رفته رفته كسب رونق و اهميتى كرد . خسرو چون شنيد كه سپاهيان رومى و سرداران « يوحنا » در آنشهرند ، دستهاى از لشكريان خود را با افسرى بنام « آنىباد » « 2 » مأمور ساخت كه آنجا را به تصرف
هامش
( 1 ) -Goubazes( 2 ) -Anibades