تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
شده بود عاقبت انجام يافت . تفصيل آنكه در زمان وى ناگهان باد تندى در حوالى « دافن » وزيدن گرفت و تعدادى از درختان سرو آنجا را كه به بلندى زياد رسيده بودند و قانون بريدن آنها را منع مىكرد از ريشه كنده به زمين انداخت . در آن هنگام مردم اين پيش‌آمد را به فال بد گرفتند و اندكى بعد در زمان ژوستينوس زلزلهء شديد و هولناكى در آنجا واقع شد و شهر را به كلى زيرورو كرد و ابنيهء زيباى آن را همگى ويران ساخت و چنان كه معروف است متجاوز از سيصد هزار تن از اهالى انطاكيه در آن واقعه به هلاكت رسيدند . پس از حادثهء زلزله نيز بطوريكه تفصيل آن گذشت شهر به دست ايرانىها افتاد و دوباره آن را ويران ساختند . اين بود سرنوشت شوم و فرجام كار شهر انطاكيه . « بليزاريوس » به فرمان امپراطور از ايتاليا به « بيزانتيوم » آمد و پس از گذراندن زمستان در آنجا ، امپراطور او را در اوايل بهار مأمور جنگ با ايرانيها نمود و افسرانى را هم كه با او از ايتاليا آمده بودند همراه وى روانه ساخت و يكى از ايشان موسوم به « والريانوس » را به سردارى سپاه ارمنستان برگزيد ، زيرا « مارتينوس » را قبلا به مشرق فرستاده بود و به همين جهت خسرو با او در شهر دارا برخورد كرد . از ميان رؤساى « گوتها » فقط « ويتىگيس » در بيزانتيوم ماند و باقى به همراهى بليزاريوس به جنگ خسرو رفتند . در آن هنگام يكى از سفراى « ويتىگيس » كه خود را به لباس اسقفى درآورده بود ، در ايران وفات يافت و ديگرى نيز همانجا اقامت جست . ليكن مردى كه به مترجمى همراه آنان آمده بود به خاك رم برگشت و « جان » فرمانده سپاهيان بين النهرين او را در سرحدات « كنستانتينا » دستگير كرد و به زندان انداخت و در ضمن پرسش‌هاى طولانى او را ناگزير به نقل تمامى سرگذشت سفراى « ويتىگيس » ساخت . اما بليزاريوس و همراهان وى به شتاب عازم مأموريت خود گرديدند ، زيرا بليزاريوس مىخواست پيش از