درمانى و موفق به انجام آن نگردى ، زيرا سختگيرى بىاندازه هميشه با مشكلات و موانعى برخورد مىكند كه رفع آن به آسانى صورتپذير نخواهد بود . عجالتا اين است خلاصهء دفاع من از مردم شهر ، ولى اگر بتوانم شخصا با آنها گفتگو كنم خواهم توانست دلائل ديگرى نيز براى اثبات حقانيت آنها به دست آورم . »
خسرو چون سخنان « مگاس » را شنيد به او اجازه داد كه بدرون دژ رود و وقتى وى بدانجا وارد شد و از صدمهء بىآبى و سختىهاى ديگر مردم آگاه گرديد به گريه افتاد و به همان حال اندوه به حضور خسرو آمد و خود را به پاى او به خاك انداخت و به زارى از او درخواست نمود كه مردم « بروئى » را ببخشايد و از گرفتن باقى غرامت صرفنظر كند . خسرو از تضرع او متأثر شد و بر سر رحم آمد و تقاضاى او را پذيرفت و به همهء مردمى كه در دژ پناهنده شده بودند امان داد و آنها را آزاد ساخت . بدين جهت اهالى پس از خطر هولناكى كه آنانرا به مرگ و نيستى تهديد مىكرد بىهيچ آسيب و خطر از دژ بيرون آمدند و هر يك شادمان در پى كار خويش رفتند .
از سربازان نگهبان آنجا نيز گروه كمى به اهالى پيوستند و بقيه فرارا به حضور خسرو آمدند و به عذر آنكه دولت متبوع ايشان مدت درازى جيرهء آنها را نپرداخته است خود را داخل سپاه وى نمودند و بعدها با او به خاك ايران رفتند .
8 [ فتح انطاكيه و كشتار مردم ]
چون « مگاس » نتوانسته بود مردم انطاكيه را وادار به پرداخت پول نمايد ، از اينرو خسرو با تمامى سپاه خود به طرف شهر مذكور حركت نمود . ( ماه ژوئن سال 450 ميلادى ) ، گروهى از مردم شهر چون اين خبر را شنيدند دارائى و نقدينهء خود را برداشتند و هر يك به سوئى گريختند و بقيه نيز در همين انديشه بودند كه اتفاقا « تئوگتيسوس » و « مولاترز » سرداران سپاه لبنان با ششهزار سرباز به يارى شهر آمدند و مردم