هيراپوليس واقع است و با هر يك از بلاد مذكور به قدر دو روز راه مسافت دارد . مگاس با گروه كمى كه همراه داشت به تندى راه مىپيمود ، ولى سپاهيان ايران هر روز نصف مسافت او را مىپيمودند و بدينجهت در روز چهارم « مگاس » به انطاكيه رسيده بود ، در صورتى كه ايرانىها تازه به حوالى « بروئى » آمده بودند . خسرو چون ديوارهاى شهر را سست و در چند نقطه نزديك به ويرانى ديد « پالوس » را نزد اهالى فرستاد و دو برابر غرامتى را كه از شهر هيراپوليس گرفته بود از ايشان مطالبه نمود . مردم « بروئى » بواسطهء عدم اطمينانى كه به استحكام برج و باروهاى خود داشتند به خوشى پيشنهاد خسرو را پذيرفتند و حاضر به پرداخت پول گرديدند . ليكن همين كه دو هزار پوند نقره به وى دادند ديگر قادر به پرداخت بقيه نشدند و چون خسرو به ايشان فشار مىآورد ناگزير همگى شبانه همراه سربازان پادگان شهر به دژى كه در آن حوالى بود پناهنده شدند . روز بعد خسرو چند نفر از افسران خود را به شهر فرستاد كه بقيهء پول را از مردم آنجا مطالبه كنند . ليكن افسران مذكور چون به حوالى شهر رسيدند دروازهها را بسته و همه جا را خالى از مردم يافتند و به اينجهت به اردو بازگشتند و مراتب را به عرض خسرو رسانيدند . خسرو بلافاصله به لشكريان خود فرمان داد كه به وسيلهء نردبان از حصار پائين رفته دروازهها را بگشايند و بقيهء سپاهيان را به داخل شهر راهنمائى نمايند . طولى نكشيد كه فرمان او اجرا شد و لشكريان ايران همگى به شهر ريختند . خشم خسرو در اين هنگام حد و اندازه نداشت و پس از آنكه تقريبا همهء شهر را آتش زد و با خاك يكسان ساخت به دژى كه مردم در آن پناه گرفته بودند حمله برد و مصمم گرديد آنجا را بگشايد .
سربازان رومى با دليرى بسيار از خود دفاع مىنمودند و گروهى از سپاهيان ايران را به هلاكت رسانيدند ، ليكن بخت خسرو در اينواقعه بلند بود و اقبال با وى مساعدت كرد ، زيرا مردم به هنگام پناهنده شدن به دژ اسبها و ساير چارپايان خود را نيز همراه برده بودند و چون غير از يك چشمهء كوچك منبع آب ديگرى
جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 138
مساهمون: پروكوپيوس
ص١٣٨