تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
روند ببندند ، آنوقت خواهيم توانست خسرو را به ترك محاصرهء شهر و عقب - نشينى فورى ناگزير سازيم ، زيرا نه مىتواند پشت به حصار كرده با ما روبرو شود و نه مىتواند براى لشكرى به اين بزرگى خوراك تهيه نمايد . » نقشهء « بوزس » ظاهرا درست و عملى مىنمود . ولى خود او يك گام براى به كار بردن آن برنداشت ، زيرا گروه بسيارى از سربازان زبدهء رومى را با خود به خارج شهر برد و ديگر نه مردم « هيراپوليس » و نه سپاه دشمن اثرى از وى نديدند و معلوم نشد به كدام نقطه رفته است . اين بود شرح گزارش وقايع آنجا . « ژوستينين » چون از حملهء ايرانيان آگاه گرديد ، فورا برادرزادهء خود « جرمانوس » « 1 » را همراه سيصد تن سپاهى با وضعى آشفته و نامنظم روانه ساخت و به او وعده داد كه به زودى لشكرى بزرگ پشت سر وى بفرستد . وقتى « جرمانوس » به انطاكيه رسيد دور شهر را از بيرون گردش نمود و همه جا حصارها را محكم و مطمئن يافت ، زيرا آن قسمت از ديوار شهر كه در زمين مسطح واقع است رودخانهء « ارونت » « 2 » از پاى آن مىگذرد و راه حمله را مسدود مىسازد و قسمت ديگر هم كه در سرزمين بلند واقع است تپه‌هاى سراشيب تند جلو آن را گرفته و از تعرض دشمن مصون نگاه مىدارد . فقط در نقطه‌اى كه اهالى آن را « اوروكاسياس » « 3 » مينامند و ارتفاع خيلى زياد دارد مشاهده نمود كه مهاجمين ممكن است به آسانى از ديوار بالا روند به شهر حمله نمايند ، زيرا قطعه سنگ بسيار بزرگى در آنجا افتاده بود كه بلندى آن تا كنگرهء حصار مىرسيد و همه كس مىتوانست به آسانى از آن بالا رود . بدين جهت « جرمانوس » فرمان داد كه سنگ مزبور را به وسيلهء كندن گودال عميقى در پاى آن از ديوار جدا سازند تا كسى نتواند از فراز آن به بالاى حصار برود يا برج بزرگى روى آن بنا نمايند و سپس آن را به ديوار اصلى شهر متصل سازند ؛
هامش
( 1 ) -Germanus( 2 ) -Orontes( 3 ) -Orocasias