تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
منزلت پادشاهى نبوده است ، زيرا بىآنكه به امپراطور روم مجالى دهى تا تقاضاهاى ترا بپذيرد و اساس صلح را به سود دو طرف استوار سازد تا لااقل بنا به پيمانهاى پيش به وى اعلان جنگ دهى تا او هم تدارك سپاه كند بىمقدمه به خاك او حمله برده و دست به ويرانى و فساد گذاشته‌اى ، در صورتى كه امپراطور هنوز از واقعه آگاه نيست و نميداند كه اين خطه در چه حال مىباشد . » خسرو چون اين سخنان را شنيد بجاى آن‌كه از دلائل معقول آن متنبه شود بيشتر خشمگين گرديد و تهديد نمود كه شام و « سيليسيا » را جمله به خاك و خون خواهد كشيد . پس از آن به « مگاس » فرمان داد تا همراه وى برود و به سپاهيان ايران نيز فرمان داد كه به طرف « هيراپوليس » حركت كنند . وقتى به شهر مذكور رسيدند خسرو چون ديد كه حصارهاى آنجا محكم است و به قدر كافى سرباز رومى در آن به نگهبانى مشغول است ، « پالوس » « 1 » را به سفارت و مترجمى نزد مردم شهر فرستاد و از آنها پول خواست . « پالوس » در خاك روم تربيت شده و يكى از مدارس مقدماتى انطاكيه را تمام كرده بود و نژاد او هم اصلا به رومىها مىرسيد . از طرف ديگر چون مردم « هيراپوليس » اعتمادى به استحكام حصارهاى شهر نداشتند و بعلاوه مىخواستند اراضى مزروع خود را از غارت و لگدكوبى دشمن محفوظ بدارند پيشنهاد خسرو را پذيرفتند و حاضر به پرداخت دو هزار « پوند » نقره شدند . پس از آن « مگاس » با التماس بسيار از خسرو طلب بخشايش همهء مردم بلاد شرق را نمود و شاهنشاه نيز تقاضاى وى را پذيرفت و قبول كرد كه ده « سنتنارى » طلا بگيرد و از خاك روم بيرون رود .

7 [ ناتوانى مردم بروئى در پرداخت باج و خشم خسرو بر آنان ]

« مگاس » همان روز عازم انطاكيه گرديد و خسرو پس از دريافت غرامت به طرف « بروئى » عزيمت نمود . اين شهر ميان انطاكيه و
هامش
( 1 ) -Paulus