تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
دشمن مجال فرار به او نداد و يكى از سربازان با شمشير خود ضربتى به فرق او نواخت ، چنان كه موهاى سر او همه ريخت ولى به استخوان سر آسيبى نرسيد . سيتاس همچنان به جلو پيش رفت تا عاقبت « اردوان » پسر « جان » « اشكانى » از پشت به وى حمله كرد و با نيزه كار او را ساخت . بدين ترتيب سيتاس كه داراى روئى زيبا و اندامى موزون بود و از حيث دليرى سرآمد عصر خود به شمار مىآمد به وضعى حقارت بار كه ابدا شايستهء رشادت و جوانمردى او نبود به هلاكت رسيد . برخى مىگويند اردوان او را نكشت و ارمنى گمنامى موسوم به سليمان وى را هلاك نمود . پس از كشته شدن سيتاس امپراطور « بوزس » را به سركوبى ارامنه فرستاد . وى چون به ارمنستان آمد به قبايل آنجا وعده داد كه ميان آن‌ها و امپراطور آشتى برقرار سازد و ضمنا از آنان درخواست كرد كه گروهى از سران و رؤساى خود را براى آغاز مذاكرات نزد وى بفرستند . ليكن ارامنه عموما نسبت به « بوزس » بدگمان بودند و نمىخواستند پيشنهاد ويرا بپذيرند . فقط يك تن از خاندان اشك موسوم به پدر اردوان كه سابقا دوستى با « بوزس » داشت دعوت او را پذيرفت و به همراه داماد « باساسس » « 1 » و گروهى ديگر نزد وى شتافت . اشخاص مزبور چون به نقطه‌اى رسيدند كه بنا بود « بوزس » را در آنجا ببينند ، مشاهده كردند كه لشكريان رومى از هر سو ايشان را احاطه كرده‌اند . به اين جهت « باساسس » به پدرزن خويش اصرار نمود كه هرچه زودتر از آنجا فرار نمايند ، ليكن وى به پذيرفتن اين پيشنهاد تن در نمىداد و « باساسس » ناگزير همراه ساير كسان خود رومىها را اغفال نمود و از همان راهى كه آمده بود برگشت . « بوزس » چون « جان » را تنها ديد فورا او را هلاك ساخت و ارامنه چون از صلح با روميان نااميد شدند و بعلاوه دانستند كه در جنگ از عهدهء
هامش
( 1 ) -Bassaces