تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
خواهى ديد كه با چه مرد خطرناكى سروكار دارى . چنان كه خود به چشم مىبينى اين مرد تاكنون بدين كارهاى ممنوع دست زده و بسى نظامات و مقررات ثابت را متزلزل ساخته و از ميان برده است . مگر نه خراج كمرشكنى كه تاكنون مانند آن در هيچ كشورى ديده نشده بر ما تحميل كرده است ؟ مگر نه « تزالى » هاى آزاد را به بندگى خويش درآورده است و بر سر « لازى » هاى بينوا فرماندارى رومى گماشته است ؟ آيا اين رفتار ستمگرانهء او بر خلاف قاعدهء عدل و انصاف و حتى مخالف قوانين طبيعى نيست ؟ سرداران او بىمقدمه به بوسفور رفتند و شهرى را كه متعلق به هياطله بود و ابدا ربطى به روم نداشت ، متصرف گرديدند . فرستادگان وى با اهالى حبشه پيمان تهاجمى بستند و آنها را با خود متحد ساختند ، در صورتى كه روميان پيش از اين تاريخ اسم حبشه را هم نشنيده بودند و مردم آنجا را اصلا نمىشناختند . علاوه بر اينها طوايف « هومريت » را مغلوب و دست نشاندهء خود ساخته و درياى احمر و « بيشه‌هاى نخل » را نيز به تصرف خويش درآورده است . از سرنوشت اهالى « ليبيا » و مردم ايطاليا ديگر سخنى نمىگوئيم ، زيرا لابد تو خود داستان شكست ايشان را به دست وى شنيده‌اى و محتاج يادآورى آن نيستى . خلاصه آنكه عرصهء زمين براى جولان اين مرد تنگ است و تصرف سرزمين‌هاى آباد عالم آتش حرص و طمع او را فرو ننشانده است و اينك در آسمان‌ها و در آنسوى درياها در جستجوى سرزمين هاى ديگرى است تا به تسخير و تصرف آن بپردازد . پس اى پادشاه چرا تو هنوز به مسامحه وقت مىگذرانى و چرا اين پيمان شوم را معتبر مىشمرى و منتظر نشسته‌اى كه ترا آخرين طعمهء حرص و آز خود سازد ؟ اگر مىخواهى بدانى ژوستينين با ملل مغلوب چگونه رفتار مىكند ، بهترين مثل و نمونهء آن خود ما و « لازى » هاى بيچاره هستيم ؛ يا اگر مىخواهى بدانى كه وى با اقوام و ملل بيگانه كه بىطرفى اختيار كرده و هرگز آزارى به او نرسانده‌اند