افزايش نيروى جنگى خود مىباشد . در صورتى كه سوداى جهانگيرى و كشور - گشائى از مفاخر پادشاهان بشمار مىرود و كورش كبير و اسكندر مقدونى نيز بواسطهء پيروزىهاى خود مشهور و بزرگ شدهاند و اگر اين كار پسنديده نبود مىبايستى مردم جهان آنها را نيز مورد نكوهش و سرزنش قرار دهند .
ولى متأسفانه هرگز انصاف و عدالت با حس بدگمانى و حسد در وجود يك نفر جمع نمىشود و كسى كه نسبت به ديگرى حسد ورزيد ، نخواهد توانست عادلانه دربارهء او قضاوت نمايد . خلاصه آنكه خسرو بدين دلائل قصد داشت پيمان صلح ميان خود و دولت روم را نقض نمايد .
3 [ سركوب شورش ارمنستان به دست ژوستينين و كمكخواهى ارمنيان و طوايفى از اشكانيان از خسرو و ترغيب او به جنگ با روم ]
مقارن اين اوقات واقعهء ديگرى رخ داد كه تفصيل آن در اينجا آورده مىشود . « سيمون » كه دژ « فرانگيوم » را به رومىها واگذار كرده بود ، هنگام جنگ ايران و روم ژوستينين را وادار ساخت كه برخى از شهرهاى ارمنستان را به وى واگذار نمايد و چون شهرهاى مزبور به تصرف او درآمد صاحبان نخستين آنها بر ضد وى توطئه چيدند و او را به هلاكت رسانيدند . قاتلين او كه دو برادر بودند و پدرشان فيروز نام داشت پس از كشتن سيمون از ارمنستان گريختند و به خاك ايران پناهنده شدند . امپراطور چون از واقعه آگاه گرديد ، شهرهاى مذكور را به برادرزادهء سيمون موسوم به « آمازاسپس » « 1 » بخشيد و او را حكمران ارمنستان ساخت ، ليكن ديرى نگذشت كه يكى از دوستان « آمازاسپس » موسوم به « آكاسيوس » « 2 » وى را نزد ژوستينين متهم ساخت و گفت اين شخص گذشته از اينكه نسبت به ارامنه ستم بسيار مىكند قصد دارد « تئودوزيوپوليس » و برخى شهرهاى ديگر را هم به تصرف ايرانىها دهد . امپراطور اتهامات « آكاسيوس » را باور داشت و او را مأمور كشتن « آمازاسپس » ساخت و بعد هم خود او را به حكمرانى ارامنه منصوب ساخت . آكاسيوس چون طبعى سفله و فطرتى
هامش
( 1 ) -Amazaspes( 2 ) -Acacius