تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
پست داشت ، موقع مناسبى براى ظاهر ساختن سيرت بد خود به دست آورد و شروع به چپاول دارائى رعاياى خود نمود و مالياتهاى كمرشكن و سنگين بر آنها وضع كرد و چنان دست ظلم و اجحاف به جان و مال مردم دراز نمود كه ارامنه بيش از آن تاب تحمل مظالم او را نياوردند و عاقبت بر ضد او برخاستند و پس از كشتن وى به فرانگيوم گريخته در آنجا متحصن شدند . امپراطور چون اين خبر را شنيد سخت خشمگين شد و « سيتاس » را به تنبيه و سركوبى متمردين فرستاد ، زيرا « سيتاس » از هنگام پيمان صلح با ايران به « بيزانتيوم » برگشته و در آنجا مانده بود . سيتاس چون به ارمنستان آمد نخست از شروع به جنگ خوددارى نمود و كوشيد كه مردم را با وعده و نويد به سرزمين خودشان برگرداند و به آنان قول داد كه امپراطور را وادار به برداشتن مالياتهاى تازه نمايد . ليكن امپراطور به تحريك پسر « آكاسيوس » او را بواسطهء تأملى كه در شروع جنگ كرده بود ملامت نمود و به وى فرمان داد كه با متمردين به جنگ پردازد . سيتاس ناگزير تدارك جنگ ديد و آمادهء كارزار گرديد ، ولى ابتدا كوشيد كه به وعده و نويد گروهى از ارامنه را با خود همراه سازد تا سركوبى ديگران آسان شود . يكى از قبايل بزرگ و نيرومند آنجا موسوم به « اسپتيانى » حاضر شد با روميان پيمان دوستى ببندد و از سيتاس تقاضا كردند كه قول‌نامه به ايشان بسپارد و سوگند ياد كند كه اگر آنها به هنگام جنگ هموطنان خود را ترك گويند و به روميان بپيوندند ، جان‌ومال آنان به خود آنها واگذار گردد . سيتاس از اين پيش‌آمد شادمان گرديد و قول‌نامه را بر لوحى نوشته مهر نمود و توسط رسولان امين به قبيلهء مذكور فرستاد . سپس به اطمينان آنكه به كمك متحدين خود در جنگ پيروز خواهد شد ، لشكريان خويش را برداشته به محلى آمد كه به نام « اونوكالاكون » « 1 » معروف بود و ارامنه در آنجا اردو زده بودند . از قضا فرستادگانى كه حامل
هامش
( 1 ) -Oenochalakon