لوح مزبور بودند ، راه غلط رفتند و نتوانستند « اسپتيانىها » را بيابند از طرف ديگر قسمتى از لشكريان روم در عرض راه به گروهى از جنگيان قبيلهء مذكور برخوردند و چون از قضيهء پيمان دوستى آگاه نبودند با آنها از در دشمنى درآمدند و زدوخورد ميان ايشان درگرفت . بعلاوه خود سيتاس نيز گروهى از زنان و كودكان اين قبيله را در غارى دستگير كرد و چون آنها را نمىشناخت همگى را هلاك ساخت .
« استيانىها » از اين واقعه بىاندازه خشمگين گرديدند و به همراهى قبايل ديگر خود را آمادهء جنگ ساختند . ليكن چون زمينهائى كه سپاهيان دو طرف در آن اقامت داشتند كوهستانى بود و رفتوآمد در آن بىاندازه مشكل بود ، لهذا هر دو طرف لشكريان خود را به دستههاى كوچك تقسيم كردند و آنها را در ميان غارها و صخرهها پراكنده ساختند . در نقطهايكه سيتاس با گروهى اندك از سواران خود توقف نموده بود يكدسته نيز از سواران دشمن در آنجا قرار گرفتند و فقط گودالى ميان آنها فاصله بود .
سيتاس با گروهى از همراهان خويش از گودال گذشته به سوى دشمن حمله برد ، اما چون ارامنه در برابر او ايستادگى نكردند و اندكى عقب نشستند ، سيتاس ديگر در پى آنها نرفت و همانجا ماند .
در اين اثنا يكى از سربازان رومى كه در پى دشمن رفته بود بازگشت و با كمال شتاب نزد سيتاس و سواران وى آمد . اتفاقا سيتاس نيزهء خود را به زمين فروكرده بود و سوار مزبور همچنانكه با شتاب پيش مىآمد با تنهء اسب به نيزه زد و آن را خرد كرد و به زمين انداخت . سردار رومى از اين حركت خشمگين گرديد ، اما يكى از ارامنه او را از دور شناخت و به ياران خود خبر داد كه وى با گروه كمى از همراهان خويش به سوى ايشان آمده است . سيتاس وقتى گفتههاى مرد ارمنى را شنيد ، چون نيزهاش شكسته بود شمشير از نيام كشيد و عازم بازگشت به سوى ديگر گودال گرديد ، ليكن
جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 121
مساهمون: پروكوپيوس
ص١٢١