ساختن مردم كشورهاى ديگر پرداخته است و همين كه از اين راه لشكرى بزرگ گردآورد ، به سراغ كشور تو خواهد آمد . اينك طوايف « واندال » و ساير اقوام افريقائى مقهور وى گرديدهاند و با آنكه « گوتها » بواسطهء پيمان صلح و دوستى كه با او دارند بيطرفى اختيار كرده بودند ، مع ذلك امروز وى با پول فراوان و سپاه بيشمار بر آنها تاخته است . اكنون اگر گوتها در برابر وى تاب برابرى نياورند و مغلوب شوند بيگمان از ما و ساير اقوامى كه مغلوب او شدهاند لشكرى تجهيز خواهد كرد و بدون رعايت دوستى و ملاحظهء پيمان صلح به جنگ ايرانيها خواهد آمد . پس اى پادشاه ، تا مجال اقدام باقى است انديشهاى كن و مگذار بيش ازاين دربارهء ما و تو هر دو ستم شود .
زيرا تو ميدانى كه روميها نظر خوبى به كشور تو نداشتهاند و همين كه ياراى ستيز با ترا در خود ببينند ، بىهيچ درنگ دشمنى ديرينه را آغاز خواهند كرد .
اينك بايد موقع را مغتنم بشمارى و از فرصت مساعدى كه به دست افتاده است استفاده نمائى ، مبادا كار از كار بگذرد و پس از گذشتن فرصت دچار پشيمانى گردى ، زيرا مرد خردمند هميشه عواقب امور را پيشبينى مىنمايد و هرگز در تدارك وسائل امنيت و حفاظت خويش تأخير جايز نمىداند تا مبادا پس از سپرى شدن موقع مقتضى به قهر و چشمزخم دشمن گرفتار آيد . »
خسرو پس از شنيدن اين سخنان بر صدق گفتار « ويتيگيس » يقين حاصل كرد و بيش از پيش آمادهء نقض پيمان صلح گرديد . زيرا بواسطهء بغض و كينهء فراوانى كه نسبت به ژوستينين داشت يكباره فراموش نموده بود كه اين سخنان از طرف دشمنان امپراطور گفته شده است و نبايد اعتمادى بدان بنمايد ؛ ولى چون خود او شخصا مايل به ستيزه با روم بود ، اين گفتهها نيز در تحريك او كمك مىنمود ، چنان كه بعدها از جانب ارامنه و اهالى « لازيكا » نيز اظهاراتى در همين زمينه شد و خسرو همه را باور نمود . تهمتهائى كه به ژوستينين بسته مىشد بر اين اساس بود كه وى در صدد توسعهء كشور و
جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 118
مساهمون: پروكوپيوس
ص١١٨