نقض كند و به خاك روم لشكر بكشد ولى بطلان يا درستى دعاوى او بر من معلوم نيست و نمىدانم كه در اين خصوص حق به جانب او بوده است يا نه .
2 [ تشويق خسرو توسط ويتيگيس رئيس قبايل گوتها به شكستن پيمان و جنگ با ژوستينين ]
در همين موقع « ويتيگيس » رئيس قبايل « گوتها » كه در جنگ شكست خورده بود ، دو سفير نزد خسرو فرستاد و او را به جنگ با دولت روم تحريك نمود ، ولى براى آنكه كسى از اين موضوع آگاه نشود و نقشهء او باطل نماند بجاى آنكه سفرا را از افراد گوت انتخاب كند دو نفر از كاهنان « ليگورين » را با پول زياد فريفت و آنها را به دربار خسرو فرستاد .
يكى از اين دو تن كه زيركتر و با هوشتر از ديگرى بود خود را به لباس كشيش درآورد و ديگرى بنام گماشتهء وى با او روبهراه نهاد . چون به سرزمين « تراكيا » رسيدند مرد سومى را نيز به مترجمى زبان شامى و يونانى با خود همراه برداشتند و بىآنكه در ميان راه كسى آنها را بشناسد يكسره به كشور ايران آمدند . رسولان مزبور چون به حضور خسرو بار يافتند ، به وى چنين گفتند :
« اى شاهنشاه ! اگر پادشاهان و امراء ديگر به قصد سود طلبى سفرائى به اطراف گسيل مىدارند ، « ويتيگيس » پادشاه گوتها و ايتاليا ما را بدان منظور فرستاده است كه در باب مصالح كشور تو با تو گفتگو كنيم و اينك آنچه را كه ما مىگوئيم چنان پندار كه بىهيچ كموبيش از زبان خود او مىشنوى .
اى پادشاه ، اگر كسى بىپرده به تو بگويد كه تو كشور خود و مردم آن را به دست خويش به ژوستينين دادهاى ، بايد بيگمان گفتهء او را راست پندارى و آن را باور كنى ، چه ژوستينين را طبعى حسود و آزمند است و به آنچه خود دارد قناعت نمىكند و سوداى جهانگيرى در سر مىپرورد و پيوسته در انديشهء گرفتن كشور ديگران است و چون مىداند كه به تنهائى نمىتواند از عهدهء ايرانىها برآيد و تا ايرانيها با او دشمنند او هرگز نخواهد توانست با ديگران بجنگد اينست كه به بهانهء پيمان صلح ترا فريفته است و به مغلوب