تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥

1 [ بيمناكى خسرو از پيروزيهاى روميان در ايتاليا و دسيسهء او به همراه منذر عليه روم ]

خسرو چون شنيد كه « بليزاريوس » در ايتاليا هم براى « ژوستينين » به پيروزيهائى نائل آمده است ، از پيشرفت‌هاى دولت روم بيش از پيش بيمناك شد و بدين انديشه افتاد كه بهانه پيدا كند و پيمان صلح با آن دولت را بشكند . بدين قصد با « منذر » گفتگو نمود و او را مأمور ساخت كه زمينه‌اى براى آغاز جنگ فراهم آورد . « منذر » از « حارث » آغاز شكايت كرد و به عذر اينكه وى به حدود سرحدات او تجاوز كرده است ، شروع به حمله به خاك روم كرد و ضمنا اعلام نمود كه اين حمله به هيچوجه موجب نقض پيمان صلح ايران و روم نمىشود ، چون هيچيك از دو دولت او را مشمول مقررات پيمان مذكور نساخته‌اند . اتفاقا هم ادعاى او درست بود ، زيرا چون قبائل عرب يا تابع ايران بودند يا دست‌نشاندهء دولت روم ، و به اينجهت در پيمانهائى كه ميان دو دولت بسته مىشد هيچ وقت ذكرى از آنان نمىرفت . اما ناحيه‌اى كه در آنموقع مورد اختلاف اعراب ايران و روم بود ، قطعه زمين خشك و بايريست موسوم به « استراتا » « 1 » كه تا جنوب شهر « تدمر » « 2 » امتداد مىيابد و بواسطهء آفتاب سوزان و خشكى فوق العادهء آن هيچ‌گونه درخت و رستنى در آن نمىرويد و فقط از قديم چراگاه معدودى از گله‌داران
هامش
( 1 ) -Strata( 2 ) -Palmyra