ميان راه با خود « روفينوس » برخورد كرد كه تازه از شهر « نصيبين » بيرون آمده بود و به سوى ايران مىآمد . بنابراين همگى به شهر مذكور رفتند و چون اجازهء امضاى عهدنامه صادر شده بود ، سفراى روم پولى را كه قرار بود به ايران بدهند با خود بدانجا بردند . ولى امپراطور به زودى از تصميم واگذارى دژهاى « لازيكا » به ايران پشيمان شد و به وسيلهء نامه به سفراى خود نوشت كه از تسليم دژهاى مذكور خوددارى نمايند .
بدين جهت خسرو ديگر حاضر به پذيرفتن پيمان صلح نشد و « روفينوس » ترسيد كه مبادا پولهائى كه بىرعايت حزم و احتياط به ايران آورده - است از ميان برود . بنابراين فورا نزد خسرو شتافت و خود را در حضور وى به خاك انداخت و التماس كرد كه اجازه بدهد پولها را پس ببرد و خود او نيز موقتا از حمله به مرزهاى روم صرفنظر نمايد تا بعدها تكليف هر دو طرف معلوم شود . خسرو به وى فرمان داد كه از زمين برخيزد و او را خوشدل ساخت كه همهء خواهشهاى او را مىپذيرد . پس از آن سفرا با پولهائى كه همراه آورده بودند به « دارا » برگشتند و شاه ايران نيز مراجعت كرد .
همراهان « روفينوس » نسبت به او بدگمان شدند و حتى پيش امپراطور او را متهم ساختند كه چون هرچه وى تقاضا كرده خسرو پذيرفته است ، پس ناچار روابط پنهانى ميان آنها موجود است ، ولى امپراطور توجهى به اين تهمتها نكرد و از عنايات خويش نسبت به وى چيزى نكاست .
اندكى پس از اين وقايع « روفينوس » و « هرموژن » دوباره مأمور دربار خسرو شدند و اين بار در خصوص عقد پيمان صلح به زودى ميان هر دو طرف موافقت حاصل شد ، بدينمعنى كه قرار شد هر يك از دو طرف آنچه از متصرفات يكديگر گرفتهاند به هم پس بدهند و در شهر « دارا » نيز ديگر پادگان نظامى متوقف نباشد . راجع به اهالى « ايبرى » نيز قرار شد كه به خود آنها مراجعه كنند ، در صورتى كه مايل باشند در « بيزانتيوم » باقى بمانند و الا به
جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 105
مساهمون: پروكوپيوس
ص١٠٥