« اين سخن وى صراحت دارد كه روايات مرسل وى در اين كتاب ، مستفيض و بين مخالف و موافق ، مورد اجماع است . بنابراين الاحتجاج يكى از كتابهاى معتبرى است كه علماى اعلام مانند علّامه مجلسى ، و محدّث حر عاملى و ديگران به آن اعتماد كردهاند » . « 1 »
( 1 )
روايت امام سجّاد عليه السّلام
16 - محمّد بن جرير بن رستم طبرى مىگويد : مخلول بن ابراهيم به ما خبر داد و گفت : مطر بن ارقم ما را حديث كرد و گفت : ابو حمزه ثمالى از على بن الحسين عليه السّلام براى ما حديث كرد و گفت :
هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رحلت كرد و با ابو بكر به خلافت بيعت كردند ، على عليه السّلام از بيعت با او خوددارى كرد . عمر به ابو بكر گفت : آيا كسى در پى اين مرد متخلّف نمىفرستى تا بيايد بيعت كند ؟
ابو بكر گفت : قنفذ ! به نزد على برو و بگو : خليفهء رسول اللّه مىگويد : بيا بيعت كن . على عليه السّلام صدايش را بلند كرد و گفت : سبحان اللّه ! چه زود بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دروغ بستيد .
گفت : قنفذ برگشت و جريان را به او بازگفت .
( 2 ) پس عمر گفت : آيا كسى به نزد اين مرد متخلّف نمىفرستى كه بيايد بيعت كند ؟
ابو بكر به قنفذ گفت : به نزد على برو و بگو : امير المؤمنين مىگويد : بيا بيعت كن .
قنفذ رفت و دقّ الباب كرد .
على گفت : كيست ؟
گفت : من هستم ، قنفذ .
هامش
( 1 ) الذّريعة ، ج 1 ، ص 282 .