( 1 )
روايات امام باقر عليه السّلام يا امام صادق عليه السّلام
( 2 ) 17 - علّامه عياشى روايت بلندى از يكى از آن دو امام عليه السّلام نقل كرده كه در آخرش آمده : « ابو بكر به دنبال او ( على ) فرستاد كه بيا و بيعت كن .
على گفت : از خانه بيرون نمىآيم تا قرآن را جمعآورى كنم .
بار ديگر به دنبالش فرستاد ، على گفت : بيرون نمىآيم تا از جمع قرآن فارغ شوم .
ابو بكر بار سوم پسر عمويش ، قنفذ را به دنبال على فرستاد . فاطمه دختر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بپاخاست تا بين او و على عليه السّلام حائل شود . قنفذ او را زد و بدون على بازگشت .
ترسيد كه مبادا على مردم را جمع كند . پس دستور داد هيزم آوردند و در اطراف خانه على قرار دادند . سپس عمر آتش آورد و خواست خانه را به روى على ، و فاطمه و حسن و حسين عليهم السّلام آتش بزند .
على كه اين كار را ديد ، از خانه بيرون آمد و به اجبار و اكراه بيعت كرد نه از روى اختيار » . « 1 »
( 3 ) 18 - محمد بن يحيى ، از محمّد بن حسين ، از محمّد بن اسماعيل ، از صالح بن عقبه ، از عبد اللّه بن محمّد جعفى از ابو جعفر ( امام باقر ) ، و ابو عبد اللّه ( امام صادق ) روايت كرده كه فرمودند :
« فاطمه عليها السّلام با ديدن كارهاى آنان ، گوشه لباس عمر را گرفت و او را به طرف خود كشيد ، و خطاب به او فرمود : به خدا قسم ، پسر خطاب اگر كراهت نداشتم كه
هامش
( 1 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، صص 307 - 308 ؛ بحار الانوار ، ج 28 ، ص 231 ؛ البرهان فى تفسير القرآن ، ج 2 ، ص 424 .