( 1 )
تناقضات غير قابل توجيه
گاهى اوقات در اين كتاب تناقضاتى مىبينيم كه قابل توجيه نمىباشد . اين تناقضات در دو مورد زير است :
( 2 )
نفاق انتخاب كنندگان
مىبينيم كسانى را كه در شوراى شش نفرى به عثمان پيوستند و با او بيعت كردند ، منافق « 1 » توصيف مىكند . سپس در همان صفحه از اين سخنش برمىگردد و جملهاى بيان مىكند كه به عدم نفاق و بلكه به مؤمن متقى بودن آنان اشاره دارد .
ملاحظه كنيد : آنان « هنگامى كه طغيان عثمان ، و هتك حرمت اصحاب رسول خدا ، و مشورت وى در امور مسلمين با كعب الاحبار ، و توزيع اموال مسلمانان در ميان بنى مروان را ديدند ، از او رو گرداندند . اين سه نفر به تحريك مردم به قتل عثمان پرداختند » . منظور وى از سه نفر ، طلحه ، سعد بن ابى وقاص ، و عبد الرحمن بن عوف است . ميل داشتيم كه به اسبابى كه ذكر نموده اين را هم اضافه مىكرد كه آنچه انتظار داشتند كه آنان را هم در خلافت شريك نمايد ، انجام نداد بلكه در همه چيز خويشاوندان خود را برگزيد . همه مىدانند كه طلحه با على عليه السّلام نيز جنگيد . زيرا على عليه السّلام به خواستههاى طلحه پاسخ مثبت نداد . چنان كه سعد بن ابى وقاص هم بدين سبب در مقابل على عليه السّلام موضع گرفت .
( 3 )
انتخاب كنندگان عثمان كه بودند ؟
در حالى كه مىگويد : « عثمان به حكومت نرسيد مگر به وصيت عمر و
هامش
( 1 ) همان ، ص 106 .