انتخاب سه تن از منافقين يعنى : طلحه و سعد بن ابى وقاص ، و عبد الرحمن بن عوف » . « 1 »
مىبينيم كه در اين سه نفر شك مىكند و مىگويد : « او را سه يا دو نفر از آنان انتخاب كردند » . « 2 » مىدانيم كه عمر به خلافت عثمان وصيت نكرد . همچنان كه جملهاى در ابتدا گفت ، جمله هماهنگ و منسجمى نيست . مگر اينكه منظورش اين باشد كه عمر تركيب شوراى شش نفرى را به گونهاى انتخاب كرد كه حتما عثمان انتخاب شود . لذا آن را بمثابه وصيت به خلافت وى دانسته است .
( 1 ) مواردى در اين كتاب آمده كه دقت تاريخى آن را ردّ مىكند ، از اين موارد به بيان نمونههاى زير بسنده مىكنيم :
( 2 ) 1 - دربارهء معاويه مىگويد : على امير المؤمنين عليه السّلام را « تا چهل سال ناسزا مىگفت . ناسزاگويى آن حضرت تا هفتاد سال تداوم يافت » . « 3 »
در خصوص نكته اول مىگوييم : معاويه حدود 23 سال يعنى 17 سال كمتر از رقمى كه وى آورده ، على عليه السّلام را علنى ناسزا مىگفت .
اما نكتهء دوم ، بايد دانست كه بيش از هشتاد سال آن حضرت را ناسزا مىگفتند در اين باره به كتابهاى تاريخ مراجعه كنيد .
( 3 ) 2 - مىگويد : « ابو حنيفه ، و مالك بن انس ، و شافعى و احمد بن حنبل در عصر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله نبودند بلكه تقريبا دويست سال پس از او آمدند » . « 4 »
در حالى كه ابو حنيفه در سال 80 به دنيا آمد و در سال 150 مرد . مالك در سال 93 متولد شد و در سال 179 مرد . شافعى در سال 150 به دنيا آمد و در سال 204 از
هامش
( 1 ) همان ، ص 106 .
( 2 ) همان ، ص 61 .
( 3 ) همان ، ص 48 .
( 4 ) همان ، ص 48 .