رسوايى ، و نيز بر ملا شدن نيات و رؤياهاى آنان شد . لذا با خشونت ، شتابزدگى ، و حقد و كينه با او برخورد كردند .
پس كجا رفت آن تقواى ادعايى ؟ و چه شد آن خيرخواهى خيالى ؟ ! مردم حقيقت را فهميدند و دانستند كه چرا اين همه از سركوبى فتنه ، و اقامه شريعت و احكام دين سخن مىگويند ؟ ! ( 1 ) برخورد آنان با زهرا عليها السّلام قدرت صحنهسازى را از آنان گرفت . باز كردن در توسط زهرا عليها السّلام ضربهء كوبندهاى بود كه همه توطئهها و نقشههاى شيطانى آنان را نقش بر آب كرد و توان هرگونه تحريف و تزوير حقايق و وقايع را از آنان گرفت .
چگونه مىتوان نسلها را از تزوير تبليغاتى حاكمانى كه با همهء نيروها و امكانات مادى و حكومتى خود انجام مىدهند ، ايمن ساخت ؟ ! ( 2 ) مأمون برادرش امين را كشت . سپس با تبليغات وانمود كرد كه امين ، انسانى حقير و پست و جاهل و احمق و بلكه عقب مانده ذهنى بود و هنوز پژوهشگران دربارهء امين ، همين عقيده را دارند كه مأمون در ميان مردم شايعه كرد . در حالى كه حقيقت كاملا بر عكس است ليكن گناه او اين بود كه شكست خورد و كشته شد .
اگر ما معيارهايى داريم كه به ما امكان مىدهد كه بسيارى از حقايق را در آنچه به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و ائمه عليهم السّلام و ديگران نسبت داده مىشود ، كشف كنيم زيرا قرآن و رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله را معيار و ميزان مىدانيم ؛ اما ديگران كه به اسلام و قرآن معتقد نيستند در كشف حقيقت از طريق مطالعه شواهد تاريخى موجود ، مشكلات فراوانى دارند .
( 3 ) زيرا هنگامى كه پژوهشگر غير مسلمان مىخواند : انسانى هست كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله با صداى بلند نام او را مىبرد و مىگويد : او پس از من ولى شماست ، و مردم
مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 251
مساهمون: السيد جعفر مرتضى العاملي
ص٢٥١