تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
را قبول كند . سعد به خاطر جايگاه على عليه السّلام و اينكه او از جانب خداوند و رسول منصوص به خلافت است ، از پذيرش آن خوددارى كرد . پس چون قريش - كه در انتظار فرصت بودند - اين را شنيدند ، واقعيت را به گونهء ديگرى جلوه دادند و در بيعت ابو بكر شتاب ورزيدند » . « 1 » ( 1 ) اين پژوهشگر براى بار چهارم مىخواند : اين مرد از كردهء خود در كناره‌گيرى از خلافت ، پشيمان شد ، و از نو حس طمع‌ورزى در او بيدار شد . لذا هنگامى كه به نزدش آمدند ، درخواستشان را رد كرد و به تكذيب آنان پرداخت و آن را اعلام كرد ؛ و بلكه با دشنام و ناسزا ، و سخنان زشت و ناپسند ، و گزنده و نيش‌دار ، با آنان برخورد كرد ، و بلكه آنان را بواسطهء اين خيانت بزرگ و جنايت عظيم به شدّت توبيخ و سرزنش كرد . ( 2 ) سپس مىخواند : آنان نيز در مقابل ، زشتى را با زشتى ، و عنف و خشونت را با خشونت و عنف پاسخ دادند و در نتيجه كارها سخت شد و به درگيرى ، خشونت و جدايى انجاميد . وى اين را خواهد پذيرفت و تصديق خواهد كرد و در برابرش تصويرى كامل و هماهنگ خواهد ديد و با خود خواهد گفت : پادشاهى عقيم است . چون جاه و مقام ، و مال و مناصب ، و كرامت و قداست دارد و همه دوست دارند به حكومتى برسند كه همهء اين امتيازات را داشته باشد . آنگاه در اثبات اين مطلب به احتجاجات و براهين متوسل خواهد شد و به جمع شواهد و دلائل خواهد پرداخت و چه بسا در اين راه به ظلم و تعدّى و تزوير حقايق دچار خواهد شد . ( 3 ) بنابراين ، هرگاه پادشاهى يا سلطنتى بر او عرضه شود كه دو گروه با هم بر سر آن نزاع داشته باشند و هر كدام در چنين شرايطى مىگويد : من مظلوم هستم و مورد
هامش
( 1 ) احقاق الحق ، ج 2 ، صص 347 - 348 .