تهاجم واقع شدهام و ديگرى ظالم و مهاجم ؛ نخواهد توانست به حقيقت برسد . زيرا همچنان كه گفتيم وى معيارهاى كافى براى روشن شدن حق ، و تشخيص آن از باطل در اختيار ندارد .
( 1 ) يكى از خاورشناسان در بيان اين حقيقت مهم مىگويد : مظلوميت امام حسين عليه السّلام را درك نكرده مگر از كشته شدن طفل شيرخوارش . اين سخن درستى است . زيرا نه كليدى دارد كه به كمك آن بتواند وارد شخصيت امام حسين عليه السّلام شود و نه معيارى كه در قضيهء امام حسين عليه السّلام حق را از باطل به او بشناساند مگر معيار عاطفى و انسانى ولى ما قرآن ، و گفتار رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، و الگوها ، و ارزشها و حقايقى داريم كه همه چيز را بر اساس آن مىسنجيم و حق را از طريق آن مىشناسيم .
( 2 ) بدين ترتيب روشن مىشود كه اگر على عليه السّلام پاسخ مىداد ، حق نزد بسيارى از مردم تباه مىشد و اين همان چيزى است كه على عليه السّلام حاضر نيست در هيچ شرايطى از آن كوتاه بيايد . از سوى ديگر مهاجمان هر چه مىخواستند از قبيل اشغال خانه و . . . انجام مىدادند و با بدخواهى هر چه بيشتر و كينهتوزى هر چه خشنتر ، و با عنف و پردهدرى هر چه افزونتر ، خانواده على عليه السّلام را مورد تهاجم قرار مىدادند ، و مردم به بزرگترين بلا گرفتار مىشدند . چه يگانه روزنه شناخت حق از آنان خصوصا آنها كه از فضاى مدينه دور بودند ، تا چه رسد به نسلهاى بعدى تا امروز ، گرفته مىشد .
آيا با توجه به رواج شايعات و اباطيل در آن روزگار ، شناخت محق از مبطل ، و طمّاع متغلب غاصب مهاجم از ستمديده و مقهور كه حقش را ربودهاند و به او دروغ بستهاند ، امكانپذير مىشد ؟ ! ( 3 ) بلى ، اگر على عليه السّلام به مهاجمان پاسخ مىداد قطعا حق و حقيقت تباه و نابود مىشد . و شايد امروز هيچ يك و يا بگو : بسيارى از ما نه شيعه على عليه السّلام بوديم و نه حق و صداقت او را مىشناختيم و با اسلام عزيز حديث ديگرى داشتيم . على عليه السّلام
مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 254
مساهمون: السيد جعفر مرتضى العاملي
ص٢٥٤