عزادار و يگانه دختر او ، و انسان ممتاز ، و سرور زنان عالم از اولين و آخرين ، و كسى است كه خداوند از خشنودى او ، خشنود مىشود و به خشم او ، خشم مىگيرد .
( 1 ) اگر آنان از ابتدا ، با كلمات ملايم و پيراسته سخن مىگفتند و او را اين گونه تسليت مىدادند : دختر رسول خدا ! حال شما چطور است ؟ خدمت رسيديم كه از حال شما جويا شويم و از سلامت شما مطمئن ، و در فراق رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به شما تسليت عرض كنيم ؛ آيا اجازه مىفرماييد كه شما را زيارت كنيم و از على عليه السّلام احوالپرسى نماييم و با او همدلى و همدمى كنيم ؛ به نظر شما زهرا عليها السّلام جز با اخلاق پسنديده و كلمات پاكيزه ، و خوشامدگوئى و خير مقدم با آنان مواجه مىشد ؟ ! سپس او يا على عليه السّلام با حكمت و درايت و به دور از فضاى عنف و قهر ، و به كارگيرى شمشير و تازيانه ، در خصوص تلاش آنان در غصب خلافت از آنان بازخواست و احتجاج مىكرد .
( 2 ) ليكن حقيقت اين است كه آنان در بيعت گرفتن از على عليه السّلام خيلى عجله داشتند . چه مىدانستند كه به زودى دروغ آنچه به مردم گفتهاند ، معلوم خواهد شد و همه خواهند دانست كه على عليه السّلام از خلافت انصراف نداده است . حال به مردم چه پاسخ خواهند داد كه : شما ديروز در غدير خم با على عليه السّلام بيعت كرديد ، و سپس به ما گفتيد : على عليه السّلام از خلافت استعفا داده است ولى اينك خلاف ادعاى شما ظاهر شده است . لذا به سرعت سراغ على عليه السّلام رفتند تا به زور خشونت و وحشت از او بيعت گيرند و بدين وسيله از طرح هر گونه سؤال و احتجاج مشكل و رسواكننده خود ، پيشگيرى كنند . همچنان كه با اين فضاى سرشار از خشونت و وحشت مىتوانند على عليه السّلام را متمرد و شورشى ، و قانونشكن معرفى نمايند .
( 3 ) موضع زهرا عليها السّلام برايشان غير منتظره و ناگهانى بود و توان اتخاذ يك تصميم درست و اقدام مناسب را از آنان سلب كرد و برنامهشان را برهم زد و موجب
مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 250
مساهمون: السيد جعفر مرتضى العاملي
ص٢٥٠