نيايد ، ما به منظور حفظ اسلام ، و وحدت امّت ، و كرامت مردم و انتظام امور زندگى آنان ، به اين كار اقدام كرديم . ما خيرخواه مردم ، و در پى قرب خداوند هستيم و چيزى جز اين نمىخواهيم . هنگامى كه على با ما به عنف رفتار كرد ، راهى در برابرمان نماند جز اينكه به منظور سركوبى فتنه و حفظ دين و امت ، او را بازداشت كنيم .
( 1 ) چه كسى مىتواند ادعايشان را تكذيب كند ، در حالى كه حاكم و بر امور مسلط هستند و معمولا حاكمان تازيانه و شمشير دارند و در كنارش اموال و مناصب . آنان مىتواند مطامح و خواستهها را برآورده سازند . و صداى تبليغات آنها بلندتر بوده است . زيرا با شمشيرهاى مال و مقام ، و جبروت ، و طمعورزيها ، و خواستههاى نفسانى ، شمشير مىزنند . على الخصوص كه بسيارى از مردم با على عليه السّلام و پناهندگان ، و منسوبان او بغض و كينهها دارند . بر حاكمان جديد لازم است كه از اين كينهها نيز در جهت تثبيت خلافت ، و تقويت سلطنت خويش استفاده كنند .
( 2 ) هنگامى كه فاطمه عليها السّلام پاسخ داد ، پاسخ او ، اقدام غير منتظرهاى بود كه فرصتى را كه فراهم ديده بودند ، از آنان گرفت . لذا با عنف و قدرت ، و انفعال و شتابزدگى با او برخورد كردند . آنگاه كه به هجوم خشونتآميز برخاسته از خشم و كينه مبادرت كردند ، و هجومى كه هيچ دليلى ندارد جز اصرار و پافشارى در گرفتن قدرتمندانه خلافت حتى اگر به قيمت قتل « محسن » و هتك حرمت خانه زهرا عليها السّلام و تعدّى به او با ضربات مرگبار تمام شود . در حالى كه فاطمه عليها السّلام نه زن طمّاع و حسودى است و نه به خود مغرور و نه كينهتوز و نه فتنهانگيز . او آمده تا ببيند چه كسى در مىزند . او در صدد بيان كلمات زشت و حساب شده نبود . بلكه دليلى ندارد كه بدون مقدمه چنين موضعى اتخاذ كند .
( 3 ) او در فراق پدرش ، بزرگترين پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه و آله كه آنان را از ظلمات به نور آورده ،
مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 249
مساهمون: السيد جعفر مرتضى العاملي
ص٢٤٩