عذر خواهى ، و عفو و گذشت است ، تبديل نكند .
4 - مخالفت آنان با امر خدا و رسول براى يادآورى سزاوارتر و مهمتر بود . زيرا همين معيار و ميزان حق و باطل است ، اما جراحات شخصى و دردهاى روحى قابل التيام است و مىتوان گره آن را با كلمات شيرين ، و خضوع ظاهرى با اظهار ندامت و پشيمانى جنايتكاران به گونهاى كه براى مردم روشن شود كه دليلى بر اصرار در محكوم كردن و نابودى آنان نيست ؛ باز كرد . آنچه وى دربارهء تلاش آن دو تن براى بدست آوردن رضايت و خشنودى زهرا عليها السّلام پيش از رحلت او بيان كرد ، بهترين دليل بر اين مطلب است .
در جاى ديگر اين مسأله را توضيح خواهيم داد .
( 1 )
7 - عدم تذكّر ماجرا به ابو بكر
اين استدلالكننده به كلام كاشف الغطاء ، مىپرسد : چرا هنگامى كه ابو بكر و عمر براى جلب رضايت زهرا عليها السّلام به خانهاش آمدند ، آن حضرت ماجراى زدن و سقط جنين خود را برايشان يادآورى نكرد ؟
( 2 ) در پاسخ مىگوييم :
1 - زهرا عليها السّلام غصب فدك و غصب خلافت را هم به آنان يادآورى نكرد . در حالى كه همين شخص غصب خلافت را از هر جنايتى بزرگتر مىداند .
2 - بيان اين مسأله براى آن دو ، مىبايست غرض و انگيزهاى داشته باشد . در آن زمان هدف زهرا عليها السّلام مطرح كردن خودش نبود بلكه مىخواست با اقرار گرفتن از آن دو به آنچه از پدرش شنيدهاند ، اقامه حجت كند . لذا حاضر نشد پيش از اين اقرار با آنان سخن گويد . سپس موضعى كوبنده و هميشگى در محكوميت آنان در گذر اعصار و قرون براى خود ثبت كرد و به آنان اجازه طرح هيچ قضيهء ديگرى نداد .