قرار دهد . زيرا عفو و گذشت در مسائل شخصى از واجبات اخلاق انسانى و اسلامى است . خداوند فرمود :
خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ ، وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ
. « 1 »
وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ
. « 2 »
فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ
. « 3 »
تبديل اين نزاع به نزاع در مسائل شخصى بزرگترين هديهاى بود كه زهرا عليها السّلام تقديم آنان مىكرد ، در حالى كه مسأله امامت و خلافت يك مسأله شخصى نيست و از سوى ديگر نه حق را به صاحب حق برگرداندهاند و نه كارى كردهاند كه نشانگر حسن نيت آنان در متابعت از حق باشد .
بنابراين حق زهرا عليها السّلام است كه آنان را مورد عفو و گذشت خود قرار دهد يا كوتاه بيايد و اظهار قبول و رضايت نمايد .
( 1 ) ج : هم زهرا عليها السّلام از اين وقايع ياد كرده و هم على امير المؤمنين عليه السّلام . روايات و متون مربوط به اين جريان را در بخش مربوط خواهيم آورد . در اينجا به برخى از متون اشاره مىكنيم .
( 2 ) ديلمى روايت كرده كه فاطمه عليها السّلام فرمود : « هيزم زيادى در كنار در خانهمان جمع كردند و آتش آوردند كه در و ما را با هم بسوزانند . من در پشت لنگه در ايستادم و آنان را به خدا و پدرم سوگند دادم كه دست از ما بردارند و بروند . پس عمر تازيانه را از دست قنفذ - غلام ابو بكر - گرفت و با آن به بازوى من زد . تازيانه همچون بازوبند به دور بازويم حلقه زد . عمر با لگد به در كوبيد . و آن را به طرف
هامش
( 1 ) اعراف / 199 .
( 2 ) نور ، 21 .
( 3 ) حجر ، 85 .