من فشار داد . در حالى كه آبستن بودم . به صورت افتادم ، آتش شعله مىكشيد و چهرهام را مىسوزاند . عمر چنان به صورتم سيلى زد كه گوشواره از گوشم افتاد و درد زايمان مرا گرفت . پس محسن را سقط كردم درحالىكه كشتهء بىگناه بود » . « 1 »
( 1 )
5 - على عليه السّلام و بيان ماجراى زهرا عليها السّلام
در خصوص بيان ماجراى زهرا عليها السّلام توسط على عليه السّلام چند نكته را بيان مىكنيم :
1 - صدوق به سند خود از على عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت فرمود :
« روزى كه من و فاطمه ، و حسن ، و حسين نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بوديم . آن حضرت رو به ما كرد و گريست . گفتم : يا رسول اللّه ! گريهء شما براى چيست ؟ فرمود : از كتك خوردن تو ، و سيلى خوردن فاطمه گريه مىكنم » . « 2 »
2 - در حديث آمده كه « على بن ابى طالب عليه السّلام به سوى عاليه بيرون رفت .
ثابت بن قيس بن شماس در راه او رسيد ، گفت : يا ابا الحسن ! تو را چه شده ؟ فرمود :
مىخواستند خانهام را به رويم آتش زنند . ابو بكر بالاى منبر بود و مردم با او بيعت مىكردند ولى نه آنان را از اين اقدام وقيحانه بازداشت و نه به كارشان اعتراض كرد » . « 3 »
بنابراين على عليه السّلام به شيوهء بيان حادثه از عملكرد آنان در قبال خود شكوه و اظهار ناخشنودى مىكند ، نه به شيوهء احتجاج ، به گونهاى كه مسأله آتش زدن ، محور مناقشه و فيصله دادن درگيرى باشد . بلكه همواره احتجاجات در خصوص احقاق حق در مسأله مهمتر و قضيهء بزرگ امّت اسلامى ، يعنى كودتاى خلافت ( كه به تعبير
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، چ سنگى ، ج 8 ، ص 231 .
( 2 ) امالى صدوق ، ص 118 ؛ بحار الانوار ، ج 28 ، ص 51 .
( 3 ) امالى مفيد ، صص 49 - 50 .