است مگر اينكه جاى بحث و تعيين دقيق مواضع به صورت كاملا جزئى باشد حتى در امور بسيار حساس ، آنجا كه خوف تباهى حق هست و حتى در مواضع حساس سو خطرناك نياز به جرّاحى وجود دارد . اما وضع در مورد شرف الدين در موضوعاتى كه مطرح كرد ، و مباحثاتى كه انجام داد ، از اين قبيل نبود . به همين لحاظ مىبينيم كه اين مسأله را به صورت گذرا مطرح مىكند :
« آيا عمل به مقتضيات ترس از شمشير و سوختن با آتش ، ايمان به عقد بيعت و مصداق اجماع مورد نظر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است ، آنجا كه فرمود : امّت من بر اشتباه ، اجماع نمىكنند ؟ ! » . « 1 »
( 1 ) در جاى ديگر مىگويد : « هنوز پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله را دفن نكرده بودند كه اوليا و دوستداران او ، خود را بر سر دوراهى ديدند ، بيعت با حاكمان جديد يا آتش زدن خانه به رويشان » ، چنان كه شاعر نيل ، حافظ ابراهيم در قصيدهاى رسا گفته است :
و قولة لعلى ، قالها عمر * اكرم بسامعها اعظم بملقيها
حرقت دارك لا ابقى عليك بها * ان لم تبايع و بنت المصطفى فيها
ما كان غير ابى حفص بقائلها * امام فارس عدنان و حاميها « 2 »
سپس در پاورقى دو كتاب خود : المراجعات و النص و الاجتهاد گفته : « تهديد على به آتش زدن خانه از سوى آنان به تواتر قطعى ثابت شده است » . « 3 »
سپس در پاورقى همين دو كتاب مصادر و منابع فراوانى را ذكر كرده كه از زدن فاطمه عليها السّلام و سقط جنين او و مسائل ديگر اين ماجرا سخن گفتهاند . هر كس به اين منابع مراجعه كند ، در خواهد يافت كه مرحوم شرف الدين كار پسنديدهاى كرده كه
هامش
( 1 ) المراجعات ، ص 346 .
( 2 ) النص و الاجتهاد ، ص 79 .
( 3 ) همان ، ص 79 ؛ المراجعات ، ص 346 .