تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
خواننده را درگير اين مسائل ننموده است . چه اگر خواننده را درگير اين مباحث مىكرد ، مىديديم كه چگونه خواننده با عصبيت و انفعال به دنبال گذرگاهها ، گريزگاهها و تأويلات و توجيهات است و همين مانع گسترش شمول انديشه وى به طور خودكار و طبيعى مىشد . اما اگر هدف شرف الدين اين نبود مىبايست به ذكر مصادر و منابعى كه از تهديد به آتش زدن خانه سخن مىگويد ، بسنده كند و ساير مسائل را ناديده بگيرد . . . ( 1 ) خلاصه اينكه مناقشه ، محاوره و احتجاج ، احساس مبارزه طلبى با شخص در يافته‌ها و پذيرفته‌هاى ذهنى او را در خود پنهان دارد . همين امر او را ناخودآگاه به دفاع از دو چيز وامىدارد : خودش ، و انديشه‌اش . اگر غير از طرفين محاوره ، شنونده‌اى حضور داشته باشد ، او انديشه بدون مبارزه طلبى را خواهد گرفت و پيش از آنان ، تسليم خواهد شد و حق را خواهد پذيرفت . زيرا نه حسّاسيتى دارد و نه در وراى فهم و ارزيابى محاوره ، با مشكلى روبه‌رو است و نه از او خواسته مىشود كه از چيزى دست بردارد و نه احساس تقصير نمايد يا خود را به واسطهء قلّت تحقيق ، يا عدم دقت و مانند اين سرزنش و ملامت كند . سيد شرف الدين علاقه شديدى داشت كه طرف محاوره‌اش را دچار تنگنا نكند و او را به اين انتخاب مشكل وادار نسازد . ( 2 ) 2 - آنچه به طور شفاهى از شرف الدين نقل مىشود ، قابل اعتماد نيست . زيرا ممكن است وى در صدد نفى ثبوت وقايع و اتفاقات ديگر اين ماجرا جز تهديد به آتش زدن نبوده بلكه مىخواسته بر ثبوت اين شق تأكيد نمايد و از ما عداى آن سكوت كند . چه در اين سكوت مصلحتى مورد ملاحظه قرار داده كه به نظر ما همان مصلحتى است كه او را از ورود به جزئيات و تفصيلات اين قضيه در كتابهايش بازداشته است .