( 1 ) د : چرا وجدان اينان نمىپذيرد كه عمر ، زهرا عليها السّلام را زده باشد با اين تعليل كه زدن زهرا عليها السّلام موجب سرزنش و ننگ و عار او مىشود اما وجدانشان مىپذيرد كه ننگ و عار و سرزنش اين اقدام وقيح ، گريبانگير قنفذ باشد ؟ چه همانگونه كه عمر عرب است و از سرزنش مىترسد ، قنفذ هم عرب است و از سرزنش پروا دارد ؛ همانگونه كه عمر از قبيلهء بنى عدى است ، قنفذ هم از بنى عدى است . پس چرا استثنا ؟ ! اما محقق شوشترى « 1 » بيان كرده كه قنفذ از بنى تيم است نه از بنى عدى . ولى منظور آن است كه قنفذ عدوى الولاء است يعنى غلام آنان بود . به هر حال ، خواه قنفذ عدوى باشد و خواه تيمى ، اگر زدن زن از نظر عرب قبيح است ، پس بايد انسان عرب نژاد آن را زشت بداند و آن را از سوى هر كس كه باشد ، تقبيح كند . بلكه هرگاه يك غلام ، زن عرب را بزند ، مردم عرب ، بر اساس مفاهيم خود ، با حساسيت بيشتر با آن مقابله و به شدّت رد خواهد كرد .
( 2 ) ه : از امام على عليه السّلام روايت شده كه فرمود : آنان اموال قنفذ را مصادره نكردند ، چنان كه در مورد ساير واليان خود كردند . به اين ترتيب از ضربتى كه به زهرا عليها السّلام زد ، قدردانى كردند . « 2 »
بنابراين تقدير آنان از قنفذ به واسطهء زدن زنى كه زهرا عليها السّلام نام دارد و سرور زنان جهان است ، ننگ و سرزنش ديگرى است كه پرده از مقاصد پنهان آنان بر مىدارد .
روشن است كه آنان نه از اين ننگ و سرزنش پروايى دارند و نه از خشم و غضب خدا و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بواسطهء خشم و غضب زهرا عليها السّلام . چه انگيزهاى قوىتر از آن
هامش
( 1 ) ر . ك : قاموس الرجال ، ج 7 ، صص 393 - 394 .
( 2 ) جنة المأوى ، ص 84 ؛ بحار الانوار ، ج 30 ، صص 302 - 303 ؛ كتاب سليم ، ج 2 ، صص 274 - 275 ؛ عوالم العلوم ، ج 11 ، ص 413 .