تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
مىشنيد ، به او نمىگفتند : پيغمبر هذيان مىگويد . در حالى كه مىبايست مانع دينى از موانع عادات ، و رسوم قوىتر باشد . به علاوه اطلاق چنين سخن زشتى در حق پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله انگيزه بيشترى براى به همراه داشتن ننگ و عار ابدى دارد . چه اين از زدن يك زن يا محاصرهء خانه‌اش ، يا گفتن سخنان زشت و ركيك به او ، عظيم‌تر است . ( 1 ) خلاصه كلام اينكه اگر كسى از ننگ و عار و سرزنش ديگران پروايى دارد بايد كه در همه شئون و احوال زندگىاش از آن پروا داشته باشد نه اينكه در يك جا از آن بترسد و در جاى ديگر بدان اعتنايى نكند . چنان كه به ساحت مقدس پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله جسارت و بىحرمتى كردند . اين براى ما روشن و قابل قبول نيست . جسارت فرد در يك مورد ما را بر آن مىدارد كه در تكذيب آنچه در موارد ديگر به او نسبت داده مىشود ، شك كنيم . پس چگونه خواهد بود آنجا كه جسارت او با دلايل قاطع و براهين ساطع ثابت شده باشد ؟ ! آيا اين تهديد دختر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله ننگ و عار نيست ؟ آيا فقط سيلى زدن زهرا عليها السّلام ننگ و عار است و بس ؟ ! ( 2 ) ب : اين شخص كه به گفتار كاشف الغطاء استدلال مىكند ، خودش در صحت نصوص وارده در نهج البلاغه ، و ساير كتابها كه به نوعى ضعف در شخصيت زن اشاره دارد ، علامت‌هاى سؤال بزرگ مىگذارد . اين متن نهج البلاغه كه وى بدان استشهاد كرده ، از ضعف زنان سخن مىگويد : « فانهنّ ضعيفات القوى ، و الانفس ، و العقول » . خود وى چندين بار در صحت همين متن شك كرده است . حال چگونه است كه در اينجا به چيزى استدلال مىكند كه در جاى ديگر اجمال و تفصيل آن را رد كرده است ؟ !