و از پس مرگش ، نضير خوار و زبون شدند .
ولى با اين حال يهوديان از دسيسهچينى و تحريك بر ضدّ مسلمانان و آزار پيامبر ( ص ) دست برنداشتند . پيامبر ( ص ) از آنان خواست از اين روش دست بردارند و عهدى را كه هنگام ورود پيامبر ( ص ) به مدينه به گردن گرفتهاند ، رعايت كنند ، ولى اين پند پيامبر ( ص ) جز گردنكشى و لجاجت ايشان در آزار مسلمانان و گستردن فساد و تباهى نيفزود . پيامبر ( ص ) مسلمانان را به آرامش و خويشتندارى توصيه مىكرد . « 1 »
د . ابن سنينه
مورّخان را نظر بر آن است كه پيامبر ( ص ) فرمود : به هر يك از مردان يهودى دست يافتيد ، او را بكشيد . محيصة بن مسعود به ابن سنينه يهودى يورش برد و او را كشت . برادرش حويصه كه هنوز مسلمان نشده بود ، گفت :
اى دشمن خدا ؛ او را كشتى ؟ به خدا سوگند كه چه بسيار پيه كه از دارايى او در شكم تو است . محيصه گفت : كسى مرا به كشتن او فرمان داد كه اگر مىفرمود تو را بكشم ، بدون هيچ درنگى ترا مىكشتم . گفت : به خدا قسم كه اين آغاز مسلمانى حويصه شد ، زيرا گفت : آيينى كه تو را بدين پايه برساند ، مايهء شگفتى است . سپس اسلام آورد . « 2 »
ه . ابو رافع
در جمادى الثّانى سال سوم « 3 »
هامش
( 1 ) . سيرة المصطفى ، 378 .
( 2 ) . البداية و النهاية ، 4 / 8 ؛ سيره ابن اسحاق ، 319 - 320 ؛ دلائل النبوه ، 3 / 200 ؛ تاريخ الامم و الملوك ، 2 / 180 - 181 .
( 3 ) . تاريخ الامم و الملوك ، 2 / 182 ؛ الكامل فى التاريخ ، 2 / 146 .