تعاليم اسلامى ، دربارهء نهى از قتل غافلگيرانه آمده ، منافات دارد . چنان كه در روايت است كه مؤمن كسى را غافلگير نمىكشد . حتى مىگويند : آنچه باعث شد تا مسلم بن عقيل ، عبيد اللّه بن زياد را در خانهء هانى بن عروه نكشد ، همين مسأله بود . « 1 »
در حقيقت منافاتى در اين باره نمىبينيم ، زيرا آنچه در تعاليم اسلامى از آن نهى شده « فتك » به معنى قتل غافلگيرانه كسى است كه از سوى فرد در امنيت است . در حالى كه در مورد يهوديان چنين موضوعى وجود نداشت . در حقيقت آنان محارب و با پيامبر ( ص ) در حال جنگ بودند . آنان با پيامبر ( ص ) پيمان همكارى و عدم تعرّض بسته بودند كه بر ضدّ آن حضرت وارد جنگ نشوند و به دشمنان او كمك نكنند . در حالى كه يهوديان بر خلاف تعهّدات خويش به آزار و اذيّت ، و هجو و بدگويى از پيغمبر ( ص ) مسلمانان در اشعار و گفتار خود روى آوردند و مشركان را بر ضدّ حاكميت مدينه تحريك كردند و بر كشتگان قريش در بدر گريستند و نوحهسرايى كردند ، تا آنجا كه كعب بن اشرف براى تحريك آنان براى جنگ با پيامبر ( ص ) به مكّه رفت . هم او در سرودههاى خود ضمن هجو رسول خدا ( ص ) دربارهء زنان مسلمان و حتى زنان پيغمبر ( ص ) غزلسرايى كرد و از آنان نام برد . « 2 »
بنابراين يهوديان با اقدامات خود در قبال پيغمبر ( ص ) بارزترين مصداق
هامش
( 1 ) . الجامع الصحيح ، 1 / 124 ؛ مسند احمد ، 1 / 166 - 167 ؛ مقتل الحسين خوارزمى ، 1 / 202 ؛ الكامل فى التاريخ ، 4 / 27 .
( 2 ) . المنتقى ، 2 / 765 ؛ تهذيب الاحكام ، 6 / 126 - 163 ؛ المعجم الصغير ، 1 / 30 ؛ وسائل الشيعة ، 11 / 102 - 103 ؛ الكافى ، 7 / 460 ؛ مسند احمد ، 1 / 81 ، 90 ؛ 3 / 224 ، 297 ؛ سنن ابن ماجه ، 2 / 945 - 946 ؛ صحيح مسلم ، 5 / 143 ؛ سنن ابى داود ، 3 / 43 ؛ احكام القرآن ( خصّاص ) ، 3 / 400 ؛ الجامع الصحيح ، 4 / 193 - 194 ؛ مسند ابو يعلى ، 13 / 482 .