زنان مسلمان غزلسرايى و از زيبائىهاى آنان ياد مىكرد . « 1 » به عقيده برخى حتى از زنان پيامبر ( ص ) هم نام مىبرد . « 2 »
كعب به مكّه رفت و قريش را بر ضدّ پيغمبر ( ص ) تحريك كرد و تا آنان را به جنگ با رسول خدا ( ص ) مصمّم نكرد ، بازنگشت . ابو سفيان از او پرسيد : آيا نزد خداوند ، دين ما بهتر است يا دين محمّد و ياران او ؟ به نظر تو ، كدام يك بر هدايت هستيم و به حق نزديكتر ؟ ما شترهاى چاق مىكشيم و اطعام مىدهيم و به جاى آب ، شير مىنوشانيم و تا روزگار هست ، به مردم غذا مىدهيم . كعب گفت : راه شما از آنان به هدايت نزديكتر است . « 3 »
وقتى كعب بن اشرف به مدينه بازگشت ، حضرت فرمود : چه كسى پسر اشرف را از سر راه من برمىدارد ؟ محمّد بن مسلمه به پا خاست و گفت : من اين كار را مىكنم ، امّا ممكن است ، ناچار شويم چيزهايى دربارهء شما بگوييم .
فرمود : آنچه لازم شد ، بگوييد ، اشكالى ندارد .
محمّد بن مسلمه و ابو نائله كه برادر رضاعى كعب بود ، همراه گروهى ديگر رفتند . ابو نائله با ابن اشرف خلوت كرد و ناخشنودى خود را از وضعيت معيشتى كه در اثر قدوم پيامبر ( ص ) به وجود آمده ، اظهار كرد و از او خواست تا مقدارى طعام در مقابل رهن چيزى به او بفروشد . كعب بن اشرف از او خواست تا زنان خود را نزد وى به رهن گذارند ، امّا ابو نائله آن را نپذيرفت . سپس فرزندانشان را تقاضا كرد ؛ اين را هم نپذيرفت و پيشنهاد كرد كه اسلحه به رهن
هامش
( 1 ) . سيره ابن هاشم ، 317 ؛ البداية و النهاية ، 4 / 16 ؛ المغازى ، 1 / 185 ؛ دلائل النبوه ( بيهقى ) ، 3 / 188 - 190 ؛ تاريخ الخميس ، 1 / 413 ؛ تاريخ الامم و الملوك ، 2 / 178 ؛ بحار الانوار ، 20 / 10 ؛ طبقات الشعراء ، 71 .
( 2 ) . ابن سلام جمحى در طبقات الشعراء ، 71 .
( 3 ) . بنگريد : البداية و النهاية ، 4 / 6 ؛ دلائل النبوه ( بيهقى ) ، 3 / 191 .