است و ما روز شنبه هيچ كارى نمىكنيم . سپس از آنان درخواست گروگان كردند تا به منظور اعتماد به قريش و غطفان نزد خود بدارند . خداوند ميانه آنان را برهم زد و اختلاف كردند . « 1 »
ما معتقديم كه اين روايت به صواب نزديكتر است . آنچه در پى مىآيد نيز بر صحت آن گواهى مىدهد .
2 . قمى گويد : وقتى خبر پيمانشكنى بنى قريظه به پيغمبر ( ص ) رسيد ، فرمود :
ما آنان را به اين كار امر نموديم ، زيرا قريش را در روزگار رسول خدا ( ص ) جاسوسانى بود كه اخبار حضرت را به آنها گزارش مىكردند . « 2 »
3 . امام على ( ع ) فرمود :
جنگ خدعه است . هرگاه از رسول خدا ( ص ) حديثى براى شما نقل كردم ، به خدا قسم كه اگر مرا پرندگان بربايند ، بهتر است تا بر رسول خدا ( ص ) دروغ ببندم و هرگاه از خودم براى شما حديث كردم ، بدانيد كه جنگ خدعه است .
به رسول خدا ( ص ) خبر رسيد كه بنى قريظه به ابو سفيان پيغام دادهاند كه هرگاه با محمّد روبهرو شويد ، شما را كمك و يارى خواهيم كرد . پس رسول خدا ( ص ) بپاخاست و برايمان خطبهاى خواند و فرمود :
بنى قريظه به ما پيغام دادهاند كه هرگاه با ابو سفيان رو به رو شديم ، ما را كمك و يارى خواهند كرد . اين خبر به ابو سفيان رسيد ، گفت : يهود خيانت كردند . پس از آنان روى برگرداند . « 3 »
4 . عايشه گفت :
هامش
( 1 ) . البداية و النهايه ، 4 / 113 ؛ سيره ابن كثير ، 3 / 16 - 217 ؛ امالى طوسى ، 267 ؛ دلائل النبوه ( بيهقى ) ، 3 / 404 - 405 ؛ سبل الهدى و الرشاد ، 4 / 541 ؛ سيره دحلان ، 2 / 10 .
( 2 ) . تفسير قمى ، 2 / 186 ؛ بحار الانوار ، 20 / 233 .
( 3 ) . بنگريد : قرب الاسناد ، 63 ؛ بحار الانوار ، 20 / 266 ؛ 100 / 31 ؛ وسائل الشيعة ، 11 / 102 - 103 .