مىبايست موضع ديگرى از حى بن اخطب در قبال بنى قريظه انتظار داشته باشيم . بدين ترتيب كه از زير بار تعهداتش شانه خالى كند ، نه اين كه پس از كوچ قريش خود را تسليم تا همراه بنى قريظه وارد در آنها شود ، زيرا دلايل آشكارى در اين باره مىداشت . بدين ترتيب كه اخلال و شكست طرح وى در گردآورى احزاب ، از سوى بنى قريظه بوده است . بنابراين آنها به تعهدات خود در قبال قريش عمل نكردهاند نه اين كه قريش در عمل به تعهدات خويش در قبال بنى قريظه تعلل ورزيده است .
ه . روايات فراوانى در دست داريم كه تأكيد دارد : شخص رسول اكرم ( ص ) روابط قريش و احزاب از يك سو و بنى قريظه از سوى ديگر را بر هم زد و نه نعيم بن مسعود ، بلكه وى هم يكى از افرادى بود كه از حقيقت تدبير پيامبر ( ص ) در اين باره غافل بود . از جمله به موارد مشروحه زير اشاره مىكنيم ؛
1 . موسى بن عقبه گويد : نعيم بن مسعود اخبارى را كه مىشنيد ، پخش مىكرد . شبى اتفاقا از نزديكى رسول خدا ( ص ) مىگذشت . حضرت اشاره كرد كه بيا . نعيم آمد . پيغمبر ( ص ) آمد و فرمود : چه خبر دارى ؟ نعيم گفت : قريش و غطفان به نزد بنى قريظه فرستادهاند كه براى نابودى تو بيرون آيند . بنى قريظه گفتهاند : باشد ، امّا گروگانهايى را نزد ما بگذاريد .
رسول خدا ( ص ) به او فرمود : مىخواهم رازى به تو بگويم ، آن را از ديگران پوشيدهدار . فرمود : آنان ( بنى قريظه ) به من پيغام دادهاند كه مىخواهيم با تو صلح كنيم ، امّا بنى نضير را به خانهها و اموالشان بازگردان .
نعيم بن مسعود به قصد غطفان بيرون آمد . رسول خدا ( ص ) فرمود : جنگ ، خدعه است . اميدوارم كارى براى ما انجام دهد . نعيم به نزد غطفان و قريش آمد و داستان را به آنان بازگفت . آنها هم عكرمه را همراه گروهى به نزد بنى قريظه فرستادند . اتفاقا آن شب ، شنبه بود و عكرمه از يهوديان خواست تا فردا براى جنگ عليه محمّد بيرون آيند . يهوديان عذر آوردند كه فردا شنبه
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 672
مساهمون: السيد جعفر مرتضى العاملي
ص٦٧٢