آنها قرار دادند . « 1 » اين قضيه پيش از مسلمان شدن نعيم بوده است .
برخى كوشيدهاند تا اين اشكال را به اين صورت حل كنند كه احتمال دارد وقتى بنى قريظه از سامان يافتن كارشان با قريش و غطفان نوميد شدند ، به نزد رسول خدا ( ص ) فرستادند و از او تقاضاى صلح كردند ، مشروط بر آن كه بنى نضير را به مدينه بازگرداند . « 2 »
اين راه حل ، غير قابل قبول است ، زيرا وقتى بنى قريظه از سامان يافتن كارشان با قريش و غطفان مأيوس شدند و در موضع ضعيفترى نسبت به قبل قرار گرفتند و در اثر پيمانشكنى بر جان خويش مىترسيدند و از عواقب خيانت خود به شدت وحشت داشتند ، در وضعيتى نبودند كه بازگشت بنى نضير را شرط صلح خويش با پيامبر ( ص ) قرار دهند .
از سوى ديگر اين احتمال ابن كثير نمىتواند اين اشكال را بر طرف سازد كه درخواست گروگانها پيش از اسلام آوردن نعيم بن مسعود بوده است .
ج . ما نمىتوانيم اين ادعاى نعيم را تأييد كنيم كه بنى قريظه در حضور وى به نزد پيغمبر ( ص ) فرستادند كه هفتاد يا نود تن از اشراف قريش و غطفان را خواهند فرستاد تا گردن آنها را بزند ، زيرا خود نعيم از قبيلهء غطفان بود . آيا به نظر شما ، بنى قريظه در حضور وى كه يك غطفانى بود ، آشكارا مىگفت كه بنا دارد شمارى از اقوام وى را تسليم پيغمبر ( ص ) كند تا آنها را بكشد ؟ آيا مشركان او را در اين باره تصديق مىكردند كه واقعا چنين مطلبى ، از بنى قريظه شنيده است ؟
د . اگر داستان نعيم بن مسعود به شرحى كه گذشت ، درست باشد ،
هامش
( 1 ) . بنگريد : سبل الهدى و الرشاد ، 4 / 527 ؛ البداية و النهايه ، 4 / 113 ؛ سيره ابن كثير ، 3 / 199 ؛ دلائل النبوه ( بيهقى ) ، 3 / 401 .
( 2 ) . البداية و النهايه ، 4 / 113 .