مطابق برخى ديگر از منابع ، ابو سفيان و سران غطفان ، عكرمة بن ابى جهل را همراه شمارى از مردان قريش و غطفان به نزد بنى قريظه فرستادند . عكرمه به يهوديان گفت :
ما نمىتوانيم همچنان در اين سرزمين بمانيم . مراتع خشك شده و بسيارى از مركبها و چهار پايان در معرض هلاك قرار دارند . شما هم آماده باشيد تا فردا صبح همگى با او جنگ كنيم و از آنچه بين ما و او است ، فارغ شويم .
يهوديان گفتند :
فردا شنبه است و ما شنبه هيچ كارى انجام نمىدهيم . با وجود اين ، ما همراه شما جنگ نخواهيم كرد . مگر اين كه گروهى از مردان خود را به عنوان گروگان به ما بسپاريد كه همراه ما باشند و در نتيجه شما نتوانيد پيش از شكست قطعى محمّد و جنگ با او برگرديد . چه مىترسيم كه اگر جنگ شما را زيانى برساند ، به سوى شهرهاى خود برگرديد و ما را با محمّد در اينجا رها كنيد و حال آن كه ما را تاب و توان مقابله با او نيست .
غطفان هم مسعود بن رخيله ، را با همان پيام قريش به نزد بنى قريظه فرستادند .
وقتى فرستادگان قريش و غطفان بازگشتند و سخنان بنى قريظه را به ياران خويش بازگو كردند ، قريش و غطفان گفتند :
به خدا قسم ، آن چه نعيم بن مسعود به شما گفته ، راست است . آنان به بنى قريظه پيغام دادند كه به خدا قسم ، حتى يك مرد هم به شما تحويل نخواهيم داد . اگر خواهان جنگ با محمّد هستيد ، بيرون آييد تا با او بجنگيم .
به گزارش واقدى ، زبير بن باطا ، بنى قريظه را نصيحت كرد كه از قريش گروگانى مطالبه نكنيد كه هيچگاه به ما گروگان نخواهد داد . بر فرض هم گروگان بدهند ، باز عدد آنها به مراتب بيشتر از شمار ماست و همراه آنها ابزار و وسايل جنگى كامل هست كه ما نداريم ، وانگهى آنها قادر به گريزند و
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 668
مساهمون: السيد جعفر مرتضى العاملي
ص٦٦٨