چنان كه بيش از پيش به آينده درخشان و پيروز خويش اطمينان داشتند .
حق داريم اين پرسش را مطرح كنيم كه اگر وضعيت روحى مسلمانان چنان بود كه واقدى به پيروى از برخى مورّخان و محدّثان توصيف مىكند ، چگونه اين رعب و وحشت بر طرف شد و هزار و پانصد نفر و به روايت واقدى « 1 » دو هزار نفر از شجاعان مدينه همراه حضرت به قصد بدر صغرى راهى شدند ؟ در حالى كه نيروهاى مدينه در جنگ احد كه از شهر خويش دفاع مىكردند هزار نفر بودند و از اين ميان سيصد نفر همراه عبد اللّه بن ابى بازگشتند ؟ ! بايد بدانيم كه در اين مدّت شمار مسلمانان چندان افزوده نشده بود .
آيا تاريخ مىتواند از كسانى كه از ترس و وحشت سپاه دشمن ، همراه پيامبر ( ص ) به قصد بدر الموعد بيرون نيامدند ، يك نفر را نام ببرد ؟ در مقابل مشركان مكّه به شدّت نفوذ خود را در منطقه از دست دادند و بسيارى از مردم در توان جبهه قريش براى كسب پيروزى درخشان بر ضدّ مسلمان ترديد كردند .
احتمال مىرود آنچه دربارهء روحيه مسلمانان و ترس و وحشت آنان گفتهاند ، براى ترسيم مصداق آياتى باشد كه مىگويد : مردم آنان را از قريش مىترساندند . در حالى كه آيات مباركه از تكذيب اين شايعه دشمن سخن مىگويد و اين كه برعكس ، بر ايمان مسلمانان و تصميم آنان افزود . علاوه بر اين ديديم كه اين آيات در غزوهء حمراء الاسد فرود آمد نه به مناسبت بدر الموعد .
4 . جانشينى عبد اللّه بن ابى
در روايات غزوه بدر الموعد ديديم كه برخى مىگويند : پيغمبر ( ص ) عبد اللّه
هامش
( 1 ) . المغازى ، 1 / 388 .